
قهوه با سایفون؛ راهنمای کامل و دقیق دمآوری
اگر تا حالا از دور به سایفون نگاه کردی و با خودت گفتی “این دیگه قهوهست یا آزمایشگاه شیمی؟” کاملاً درکت میکنم. اما پشت این ظاهر علمی و شیشههای براق، یه روش خیلی منطقی و قابلکنترل برای دمآوری قهوه قایم شده که اگر با منطقش آشنا بشی، هم ازش نمیترسی، هم یه فنجون تمیز، شفاف و پرعطر گیرت میاد. توی این نوشته میریم سراغ خودِ دمآوری با سایفون، اما نه در حد حرفهای کلی؛ واقعاً وارد جزئیات میشیم که بدون آزمون و خطای الکی، بتونی تو خونه یا کافه نتیجهی قابل پیشبینی بگیری.
سایفون چیه و از کجا سر و کلهش پیدا شد؟
سایفون در اصل یه نوع قهوهساز “وکیوم” یا “vacuum pot”ـه؛ یعنی سیستمش بر پایهی فشار بخار و بعدش ایجاد خلأ کار میکنه. دو تا مخزن داره: پایینی که آب توش گرم میشه، و بالایی که قهوه داخلش دم میکشه. وقتی مخزن پایین گرم میشه، فشار بخار بالا میره و آب از طریق لوله وسطی به مخزن بالا هل داده میشه، اونجا با قهوه قاطی میشه، و وقتی حرارت رو قطع میکنی، با خنک شدن مخزن پایین، یه خلأ نسبی ایجاد میشه و قهوهی دمشده برمیگرده پایین و تفالهها بالا میمونن. این همون چیزییه که تو تعریف علمی “vacuum coffee maker” میبینی. (ویکیپدیا)
از نظر تاریخی، داستان سایفون برمیگرده به اوایل قرن نوزدهم تو اروپا. اوایل ۱۸۲۰ میلادی، یه فیزیکدان آلمانی به اسم یوهان نورنبرگ (Johann Nörrenberg) توصیف یه قهوهساز وکیوم رو منتشر کرد. بعدش تو دههی ۱۸۳۰ یه آقایی به اسم لف اولین پتنت جدی سایفون رو ثبت کرد که اسمش با شهر برلین گره خورده. چند سال بعد، یه خانم فرانسوی به اسم ماری فانی امِلِن ماسو (Mme Vassieux) تو فرانسه نسخهی تجاری و جذابتر سایفونهای دو-حبابه رو ثبت کرد؛ همون مدلهایی که هنوز هم از نظر ظاهر خیلی شبیه چیزیه که امروز میبینیم. (Coffee Brew Guides)
یه بخش جالب دیگهی تاریخ سایفون اینه که اوایل قرن بیستم، بهشکل جدی وارد فرهنگ قهوهخوری تو ژاپن شد و تو کافههای سنتی ژاپنی (کِیساتنها) تبدیل شد به یه جور نمایش قهوه. واردات مدلهای اولیهی سیلِکس و کونا از آمریکا و انگلستان حدود دههی ۱۹۲۰ شروع شد و از اون موقع تا امروز، تو خیلی از کافههای تخصصی ژاپن هنوز سایفون بخش ثابت منوئه. (CoffeeGeek)
اجزای سایفون و نقش هرکدوم تو دمآوری
برای اینکه دمآوری با سایفون برات قابلکنترل بشه، باید بدونی هر تیکهی این دستگاه چه نقشی تو فنجون نهایی بازی میکنه.
مخزن پایین؛ موتور فشار و خلأ
مخزن پایین معمولاً شیشهی بوروسیلیکات گرده که هم حرارت رو خوب تحمل میکنه، هم انبساط و انقباضش قابلپیشبینیه. اینجا جاییه که آب رو گرم میکنی، فشار بخار بالا میره و آب به سمت بالا رانده میشه. همزمان، کیفیت شستوشو و تمیز بودن این مخزن مستقیماً روی طعم قهوه تأثیر میذاره، چون روغنها و رسوبها اگر رو جداره بمونن، تو دمآوری بعدی دوباره وارد بازی میشن و مزهی کهنه و تلخی اضافه میکنن. (CoffeeSnobs)
وقتی حرارت رو قطع میکنی، همین مخزن پایین با خنک شدنش باعث کاهش فشار میشه و عملاً مثل یه پمپ خلأ عمل میکنه. هرچی اختلاف دمای پایینتر و محیط بیشتر باشه، برگشت قهوه به مخزن پایین سریعتر و تمیزتر اتفاق میافته.
مخزن بالا، لوله و فیلتر
مخزن بالا هم معمولاً شیشهایه و یه لولهی شیشهای یا فلزی داره که میره تا پایین مخزن زیرین. روی انتهای این لوله، فیلتر سوار میشه؛ میتونه پارچهای، کاغذی، فلزی یا شیشهای باشه. نوع فیلتر روی بافت (body) و شفافیت قهوه تأثیر مستقیم داره: پارچهایها معمولاً قهوهای با تن نرم و نزدیک به چای میدن، ولی در عین حال تمیز و تقریباً بدون رسوب. فلزی و شیشهای کمی رسوب بیشتری عبور میدن و حس دهانی سنگینتری ایجاد میکنن. (ویکیپدیا)
این مخزن بالا محل تماس واقعی آب و قهوهست. یعنی مهمترین فاکتورهایی مثل سرعت همزدن، مدت تماس و یکنواختی خیسی پودر قهوه، همه تو همین قسمت اتفاق میافته. پس هرچی بیشتر با رفتار آب در این مخزن آشنا بشی، کنترل بهتری روی عصارهگیری خواهی داشت.
منبع حرارت و کنترلش
بسته به مدل سایفون، منبع حرارت میتونه مشعل الکلی ساده، مشعل گازی با قابلیت تنظیم دقیق، شعلهی هالوژنی، یا حتی اجاق باشه. نکتهی مهم اینه که باید بتونی شدت حرارت رو بعد از اینکه آب بالا رفت، کنترل کنی؛ چون اگر فشار بخار زیادی تولید کنی، آب بیش از حد میجوشه، حبابهای درشت میزنه و هم دما رو میبری بالا، هم ثبات سطح آب در مخزن بالا رو بههم میزنی.
منابعی که اجازهی تنظیم نرم شعله رو میدن (مثلاً بعضی مشعلهای بوتان قابل تنظیم)، برای سایفون خیلی مناسبترن؛ چون میتونی بعد از اینکه آب بالا رفت، شعله رو تا حدی کم کنی که فقط فشار به اندازهای باشه که آب بالا بمونه، نه اینکه دیوانهوار بجوشه. (Coffee Circle)
آمادهسازی: دانه، آسیاب، نسبت و آب
قبل از اینکه بری سراغ دمآوری مرحلهبهمرحله، باید چندتا تصمیم کلیدی بگیری: چه دونهای استفاده کنی، چقدر درشت آسیاب کنی، نسبت قهوه به آب چقدر باشه، و آب رو چطوری آماده کنی.
انتخاب دانه و رُست
سایفون بهخاطر فیلتر نسبتاً ریز و تماس کامل آب و قهوه، معمولاً قهوهای شفاف، تمیز و با جزئیات عطری زیاد میده. برای همین خیلیها سراغ رُستهای روشن تا متوسط میرن؛ قهوههای تکخاستگاه با اسیدیتهی تمیز (مثلاً قهوههای ارتفاع بالا یا پردازش شسته) تو سایفون معمولاً شخصیتشون خوب خودشو نشون میده. اگر رُست خیلی تیره استفاده کنی، چون هم تماس کامل و طولانی با آب داری، هم دمای نزدیک جوش، خیلی زود تلخیِ شدید و نُتهای سوخته غالب میشن.
آسیاب: جایی بین فیلتر و فرنچپرس
برای شروع، میتونی آسیاب رو یه جایی بین آسیاب V60 و فرنچپرس تنظیم کنی؛ چیزی تو محدودهی “مدیوم رو به ریز” تا “مدیوم”. تو راهنماهای مختلف سایفون معمولاً از آسیاب مدیوم برای نسبتهای حدود ۲۰–۲۵ گرم قهوه به ۳۰۰ تا ۴۵۰ میلیلیتر آب استفاده میشه، که با همین رنج آسیاب، زمان دمآوری ۲ تا ۳ دقیقهای نتیجهی متعادلی میده. (coffeerambler)
اگر میبینی قهوهات زیادی تلخ و سنگین شده، احتمالاً آسیاب زیادی ریز بوده یا زمان تماس طولانی شده. اگر برعکس، قهوه آبکی و ترش و نپختهست، آسیاب یا خیلی درشت بوده یا زمان دم کوتاه.
نسبت قهوه به آب: از کجا شروع کنی؟
برای اینکه از حدس و گمان دربیای، یه نقطهی شروع منطقی اینه که حدود ۱۵ تا ۱۷ گرم قهوه برای هر ۲۵۰ میلیلیتر آب در نظر بگیری؛ یعنی نسبت حدود ۱ به ۱۵ یا ۱ به ۱۶. تو بعضی گایدها میبینی که برای ۳۰۰ میلیلیتر آب، ۲۰ تا ۲۵ گرم قهوه پیشنهاد میشه، و تو بعضیها هم مثل ۲۵ گرم قهوه برای ۳۷۵ گرم آب، که باز تو همین رنج قرار میگیره. (coffeerambler)
در عمل، اگر قهوههای روشنتری استفاده میکنی و دوست داری فنجون پرحجمتر و شفافتری داشته باشی، نسبت ۱:۱۵ یا ۱:۱۶ معمولاً خوب جواب میده. اگر دنبال فنجون غلیظتر و نزدیک به بدنهی فرنچپرس هستی، میتونی کمی قهوه رو زیاد کنی (مثلاً ۱۸ گرم برای ۲۵۰ میلیلیتر).
آب: دما و کیفیت
کیفیت آب همیشه تو قهوه تعیینکنندهست، اما تو سایفون که بخش زیادی از طعم رو روی شفافیت و جزئیات ریز میچینی، اهمیتش دوچندانه. آب خیلی سخت یا پر از کلر، راحت طعم کاغذی، گچی یا تلخِ بیدلیل ایجاد میکنه. برای استفادهی خانگی، یه آب تصفیهشدهی متعادل (نه دیونایز کامل، نه آب سنگین) معمولاً جواب میده.
دما هم باید جایی تو محدودهی حدود ۹۰ تا ۹۶ درجه باشه؛ همین محدودهای که برای اکثر روشهای دستی حرفهای پیشنهاد میشه. تو سایفون، چون آب تو مخزن پایین به نقطهی جوش نزدیک میشه و بعد به مخزن بالا میره، دمای واقعیِ تماس با قهوه کمی پایینتر از نقطهی جوش میایسته، که از نظر تئوری تو همین بازهی استاندارد قرار میگیره. منابع مختلف برای دمآوری قهوه (چه دمی، چه سایفون) این محدودهی ۹۰–۹۶ رو، یا بهصورت ۱۹۵–۲۰۵ درجهی فارنهایت، استاندارد طلایی میدونن. (coffeerambler)
دمآوری قدمبهقدم با سایفون
حالا که دربارهی دانه، آسیاب، نسبت و آب تصمیم گرفتی، میرسیم به خودِ دمآوری. اینجا همهچیز حول سه چیز میچرخه: آمادهسازی درست، مدیریت لحظهای، و دقت به نشونههای بصری خود دستگاه.
مرحلهی اول: آمادهکردن فیلتر و مونتاژ
اگر فیلترت پارچهایه، قبل از دم باید حتماً خیس و نرم باشه. فیلترهای نو معمولاً یه بوی الیاف خام دارن؛ بهتره یکی دو بار فقط با آب داغ بجوشونی تا این بوش گرفته بشه. بعد فیلتر رو تو مخزن بالا جا میزنی، زنجیر یا دستهی فیلتر رو از سوراخ پایین رد میکنی و گیرهاش رو به انتهای لولهی وسط مخزن پایین قفل میکنی تا کاملاً کیپ بشه.
مخزن پایین رو تا علامتی که روی بدنهست با آب پر میکنی (مثلاً برای یه سایفون سه کاپی حدود ۳۰۰ تا ۴۵۰ میلیلیتر). اگر میخوای کار سریعتر پیش بره، میتونی از قبل آب رو با کتری به نزدیکی جوش برسونی و بعد بریزی تو مخزن پایین؛ این کار زمان گرم شدن رو خیلی کم میکنه. مخزن بالا رو روی پایین قرار میدی تا واشر لاستیکی کاملاً روی دهانهی مخزن پایین بشینه، اما هنوز لزومی نداره تا ته فشارش بدی؛ وقتی آب شروع به بالا رفتن کرد، خودش مهر و موم کامل رو ایجاد میکنه. (Coffee Circle)
مرحلهی دوم: بالا رفتن آب
مشعل رو روشن میکنی و زیر مخزن پایین قرار میدی. در چند دقیقهی اول، حبابهای ریز کنار دیوارهها تشکیل میشن، بعد کمکم آب شروع میکنه به بالا رفتن از لوله و وارد مخزن بالا میشه. اینجا یه نکتهی ظریف هست: همیشه مقدار خیلی کمی آب تو مخزن پایین باقی میمونه؛ این طبیعیه و همون بخشیه که بعداً خنک میشه و خلأ ایجاد میکنه.
وقتی دیدی آب داره حدود نصفهی مخزن بالا رو پر میکنه، میتونی شدت شعله رو یه ذره کم کنی که فشار بخار فقط در حد نگه داشتن آب بالا باشه، نه اینکه جوش شدید و حبابهای درشت بزنه. این حالت، مرحلهایه که باید آمادهی اضافه کردن قهوه باشی. (HARIO Europe)
مرحلهی سوم: اضافه کردن قهوه و دمکشی
در لحظهای که تقریباً همهی آب وارد مخزن بالا شد و سطحش نسبتاً ثابت شد، قهوهی آسیابشده رو اضافه میکنی. خیلیها اول بعد از اضافه کردن قهوه، یه همزدن نسبتاً محکم انجام میدن تا همهی ذرات خیس بشن و تودهی خشک باقی نمونه. بعد از این همزدن اولیه، میذارن قهوه برای حدود ۴۵ تا ۶۰ ثانیه تقریباً بدون مزاحمت دم بکشه.
کل زمانی که قهوه در مخزن بالا با آب تماس داره، معمولاً حول و حوش ۱ تا ۱٫۵ دقیقهست. تجربهی خیلی از گایدهای سایفون نشون میده که اگر تو این بازه زمان رو نگه داری، با نسبتهای منطقی، به یه فنجون متعادل میرسی. (coffeerambler)
بعضی باریستاها در ثانیههای پایانی، قبل از قطع شعله، یه همزدن ملایم دیگه انجام میدن تا بادی قهوه کمی نرمتر و عصارهگیری یکنواختتر بشه؛ ولی اگر همزدن رو زیادهروی کنی، ریسک استخراج بیش از حد و تلخی بالا رو میبری بالا.
مرحلهی چهارم: قطع شعله و برگشت قهوه
حالا وقتشه شعله رو کامل قطع کنی یا مشعل رو از زیر مخزن برداری. بهمحض اینکه منبع حرارت حذف بشه، دما و فشار تو مخزن پایین شروع به افت میکنه و در چند ثانیه، میبینی که قهوه از بالای فیلتر مثل یه گرداب آروم به سمت مخزن پایین کشیده میشه. اگر همهچیز درست پیش رفته باشه، در پایان، سطح قهوه تو مخزن پایین صاف و یکدست میشه و تفالهها به شکل یه گنبد نسبتاً خشک و تمیز داخل مخزن بالا میمونن.
در این لحظه میتونی مخزن بالا رو جدا کنی، درپوشش رو برعکس کنی و ازش بهعنوان زیرلیوانی برای مخزن قهوه استفاده کنی. قهوه بهتره تو همون چند دقیقهی اول سرو بشه، چون بافت ظریف و شفافش اگر زیاد بمونه، هم دما میافته، هم شخصیت عطریاش کمکم میخوابه. (ویکیپدیا)
کنترل متغیرها: دما، زمان، شعله و همزدن
جذابیت سایفون اینه که تقریباً همهی متغیرهای مهم دمآوری تو دستته، بهشرطی که بدونی هرکدوم چه تأثیری دارن.
دما و شدت شعله
اگر شعله رو خیلی زیاد بذاری، آب تو مخزن پایین دیوانهوار میجوشه، حبابهای درشت از لوله بالا میزنن و تو مخزن بالا هم سطح آب دائم بالا و پایین میره. این حالت معمولاً باعث میشه دمای تماسِ واقعی از حد مطلوب بالاتر بره و قهوه طعم تلخی و گَس ناخوشایند بگیره.
در عوض، اگر شعله رو سریعتر کم کنی و فقط در حد نگه داشتن آب در مخزن بالا نگهش داری، دما تو محدودهی منطقی (حدود ۹۰–۹۶ درجهی سانتیگراد) میمونه و عصارهگیری تمیزتر میشه. راهنماییهایی که برای دما تو قهوهی دمی ارائه میشن، برای سایفون هم معتبرن؛ دمای بالاتر از این رنج معمولاً به اوور-اِکسترَکشن و تلخی، و دمای پایینتر به عصارهگیری ناقص و ترشیِ خام منجر میشه. (coffeerambler)
زمان تماس قهوه و آب
زمانی که از لحظهی اضافه کردن قهوه تا شروع برگشتش به مخزن پایین طول میکشه، قلب ماجراست. اگر این زمان کمتر از حدود ۵۰–۶۰ ثانیه باشه، احتمالاً قهوهات سبک، ترش و بعضیجاها آبکی میشه؛ اگر این زمان رو خیلی بالا ببری (مثلاً دو دقیقه یا بیشتر فقط تو مخزن بالا نگهش داری)، ترکیبات تلخ و سنگین هم وارد بازی میشن و تعادل بههم میخوره.
بیشتر دستورهای کلاسیک سایفون زمان کلی دمآوری رو حدود ۲ تا ۳ دقیقه میگیرن که شامل بالا رفتن آب، دمکشی در مخزن بالا، و برگشت قهوه میشه؛ بخش دمکشی واقعی معمولاً همون ۱ تا ۱٫۵ دقیقهست. این بازه، نقطهی خوبی برای شروع آزمایشهای خودته. (coffeerambler)
نقش همزدن
همزدن تو سایفون فقط برای “قشنگتر شدن صحنه” نیست؛ چند نقش مهم داره. همزدن اولیه کمک میکنه همهی ذرات قهوه خیس بشن و از یه نقطه شروع مشترک برای عصارهگیری حرکت کنن. همزدن دوم (اگر انجامش بدی) میتونه ذرات سبکتر رو که رو سطح گیر کردن، دوباره وارد مایع کنه و یکنواختی بیشتری ایجاد کنه.
اگر همزدن رو خیلی شدید و طولانی انجام بدی، ذرات ریز زیادی تولید میکنی که میرن میچسبن به فیلتر و هم سرعت برگشت قهوه رو کم میکنن، هم بخش زیادی از ترکیبات تلخ و گس رو وارد فنجون میکنن. همزدن کوتاه، هدفمند و ملایم جواب بهتر میده: یکبار بعد از ریختن قهوه برای خیس شدن کامل، و اگر دوست داشتی، یکبار هم درست قبل از قطع شعله برای تنظیم بادی. (پریما کافی)
بازی با طعم از طریق متغیرها
اگر بعد از چند بار دمآوری دیدی قهوهات همیشه یه طرف طیف میافته (همیشه تلخ، یا همیشه ترش و آبکی)، سعی کن فقط یکی از متغیرها رو هر بار عوض کنی؛ مثلاً همون نسبت و دما رو نگه دار، ولی آسیاب رو کمی درشتتر کن و ببین چه تغییری تو طعم ایجاد میشه. یا زمان تماس رو ده ثانیه کم و زیاد کن و نتیجه رو مقایسه کن. اینجوری بعد از چند بار تمرین، دقیقاً میفهمی برای ذائقهی خودت، بهترین ترکیب دما، زمان، آسیاب و نسبت چیه.
اشتباههای رایج تو سایفون و راهحلهاش
سایفون وقتی قشنگ دم میکشه که همهچی سر جاش باشه؛ اما چند تا ایراد تکراری هست که خیلیها اول کار باهاش درگیر میشن و خوشبختانه تقریباً همیشه راهحل واضحی دارن.
قهوهی خیلی تلخ، سنگین یا “سوخته”
اگر فنجونت ته مزهی سوختگی، دارویی یا تلخِ چسبنده داره، معمولاً سه مقصر اصلی وجود داره: دما، زمان و آسیاب. شعله رو احتمالاً زیاد نگه داشتی و آب تو مخزن پایین دیوانهوار میجوشیده، قهوه رو خیلی ریز آسیاب کردی، یا قهوه بیش از حد تو مخزن بالا مونده.
راهحل عملی اینه که برای دم بعدی، اول شعله رو بعد از بالا رفتن آب جدیتر کم کنی، بعد زمان تماس رو حدود یک دقیقه نگه داری، و در نهایت، آسیاب رو نیم درجه درشتتر کنی. اگر از رُست خیلی تیره استفاده میکنی، امتحان یه رُست متوسط هم میتونه تفاوت زیادی ایجاد کنه، چون رُست تیره با دمای بالا و زمان بلند، خیلی سریع به تلخی شدید میرسه.
قهوهی آبکی، ترش یا ناپخته
وقتی فنجونت شبیه چای خیلی کمرنگه، یا ترشیِ خام و لبهدار توش حس میکنی، معمولاً یعنی یا قهوه خیلی درشت آسیاب شده، یا زمان تماس کوتاه بوده، یا دما به حد کافی بالا نرفته.
تو این حالت، میتونی شعله رو کمی بیشتر نگه داری تا بعد از بالا رفتن آب، جوش ملایمتری حفظ بشه، زمان دمکشی تو مخزن بالا رو مثلاً از ۴۵ ثانیه به ۷۰–۸۰ ثانیه برسونی، و آسیاب رو کمی ریزتر کنی. اگر با همهی اینها باز هم قهوهات سبک بود، کمی هم نسبت قهوه به آب رو به سمت ۱:۱۴ یا ۱:۱۵ ببر. (coffeerambler)
آب کامل بالا نمیآد یا قهوه برنمیگرده پایین
گاهی میبینی آب بهطور کامل وارد مخزن بالا نمیشه یا قهوه بعد از قطع شعله با تأخیر زیاد، یا ناقص برمیگرده. این معمولاً نشونهی اینه که یا اتصال بین دو مخزن درست کیپ نشده، یا فیلتر و زنجیرش درست جا نیفتاده و راه جریان هوا و آب رو محدود کرده، یا فیلترت با رسوبات و روغنها تقریباً گرفته شده.
واشر لاستیکی بین دو مخزن اگر ترکخورده یا خشک شده باشه، جلوی ایجاد فشار مناسب یا خلأ خوب رو میگیره. تعویض بهموقع این واشر، و تمیز نگه داشتن لبههای هر دو مخزن، معمولاً این مشکل رو حل میکنه. دربارهی فیلتر هم اگر پارچهای استفاده میکنی و مدتهاست خوب تمیز نشده، میتونه سرعت عبور قهوه رو خیلی کم کنه و حتی برگردش رو نصفهنیمه کنه. (هومی بارستا)
بوی بد، طعم کهنه یا “طعمی شبیه جوراب خیس”
این شکایت دربارهی فیلتر پارچهای خیلی شنیده میشه و دلیلش هم سادهست: روغنهای قهوه تو بافت پارچه میمونن و اگر فیلتر درست تمیز نشه یا خیس تو دمای اتاق بمونه، این روغنها تند و اکسید میشن و طعم کهنه و کهنگی رو به همهی دمآوریهای بعدی منتقل میکنن.
یه روتین نگهداری منطقی اینه که بعد از هر دمآوری، فیلتر رو زیر آب داغ خوب آب بکشی تا تمام ذرات و روغن سطحی بره، بعد هر چند وقت یکبار با آب داغ و مقداری مواد مخصوص شستوشوی قهوه (مثل پودرهای تمیزکنندهی تجهیزات قهوه) یا جوشوندن چند دقیقهای تو آب تازه، یه پاکسازی عمیق انجام بدی. خیلی از متخصصها پیشنهاد میکنن اگر قرار نیست زودبهزود از فیلتر استفاده کنی، یا تو آب داخل یخچال نگهش داری، یا حتی تو فریزر، تا باکتری و بوی نامطبوع شکل نگیره. (Coffee Stack Exchange)
اگر با وجود همهی این مراقبتها هنوز بوی عجیبی حس میکنی، احتمالاً عمر فیلتر تموم شده و وقت تعویضشه؛ چون پارچه بعد از یه تعداد مشخص دمآوری، دیگه مثل روز اول تمیز و خنثی عمل نمیکنه.
تمیزکاری شیشهها و تأثیرش روی طعم
خیلیها تمیز کردن مخزنهای شیشهای رو دستکم میگیرن و بعد از مدتی، یه لایهی نازک از روغنهای قدیمی روی جدارهها میمونه که تو هر دمآوری دوباره حل میشه تو قهوه. شستن مخزنها با آب داغ و برس نرم بعد از هر استفاده، و استفادهی گهگاهی از مواد تمیزکنندهی مخصوص قهوه (و آبکشی خیلی کامل بعدش) کمک میکنه هر بار قهوهات تا حد ممکن “طعم امروز” رو داشته باشه، نه خاطرهی چند هفتهی قبل رو. (هومی بارستا)
