1934 - 2020 | Grazie Piero. - La Marzocco

پیرو بامبی کی بود؟ از بچگیِ تو کارگاه تا “رئیس افتخاری” لا مارزاکو

پیرو بامبی (متولد ۱۹۳۴) پسرِ جوزپه بامبی، یکی از دو برادریه که لا مارزاکو رو پایه گذاشتن؛ همون برند ایتالیایی که برای خیلی از کافه‌بازها اسمش مترادف «اسپرسوساز جدی»ه. (La Marzocco USA)
داستان پیرو از اون مدل قصه‌هاست که واقعاً بوی روغنِ کارگاه و فلزِ داغ می‌ده: خودش تو یک گفت‌وگو می‌گه «اولین خاطره‌هام از ماشین اسپرسوئه؛ قهوه بعداً اومد!» و تعریف می‌کنه بچه که بوده، کافی بوده از پله‌ها بره پایین تا برسه به کارگاه؛ مکانیک یاد گرفتن براش راحت‌تر از تشخیص اسپرسوی خوب بوده. (Comunicaffe International)

این جزئیات خیلی مهمه، چون پیرو بامبی دقیقاً از جنس آدم‌هایی بود که “پشت میز مدیریت” بزرگ نشده باشن. از همون سن پایین با نصب دستگاه‌ها تو توسکانی می‌رفته، کنار پدر و عموش می‌ایستاده، پیچ‌ومهره‌ها رو می‌دید، و عملاً می‌فهمید یک دستگاه وقتی خوبه که تو کافه‌ی شلوغ «کم نیاره». (Comunicaffe International)

بعدتر هم مسیرش همین‌جوری جلو رفت: از تکنسین و کار فنی، به طراحی قطعات و مدارها و اجزای مختلف دستگاه رسید و کم‌کم تبدیل شد به یکی از مغزهای اصلی طراحی در لا مارزاکو. یه گزارش صنعتی هم می‌گه حتی تو دهه ۱۹۶۰، در طراحی و هماهنگی ساخت پردیس/کارخانه‌ی تولیدی لا مارزاکو بیرون فلورانس هم نقش داشته و با معمارها و سازنده‌ها هماهنگ می‌کرده. (Daily Coffee News by Roast Magazine)

آخرش هم عنوانی که خیلی با شخصیتش می‌خونه: “Honorary President” یا رئیس افتخاری. پیرو در نهایت در فلورانس و در ۲۲ مارس ۲۰۲۰، در ۸۶ سالگی از دنیا رفت، بعد از درگیری با سرطان؛ و با اینکه «اکثریت شرکت» رو سال‌ها قبل فروخته بود، باز هم تا آخرین سال‌ها هر روز با جدیت می‌رفت سرِ کار. (La Marzocco NZ)

اون خاطره‌ی بامزه‌ای که خیلی چیزها رو درباره‌ی قهوه توضیح می‌ده

پیرو یک خاطره‌ی خیلی واقعی از ۱۴ سالگی تعریف می‌کنه: با عمویش می‌رن یک دستگاه اهرمی نصب کنن، دو مشتریِ ثابت هم از اول تا آخر نصب رو نگاه می‌کنن. وقتی دستگاه آماده می‌شه، عمو برایشان اسپرسو می‌گیره و می‌پرسه «خوبه؟» و آن‌ها می‌گن قهوه‌ی دستگاه قبلی رو بیشتر دوست داشتن! بعد صاحب کافه یک حرکت عجیب می‌زنه: کمی از پودرِ کهنه‌ی قبلی رو با پودر تازه قاطی می‌کنه و همون دو نفر می‌گن «این عالیه!» (Comunicaffe International)
این قصه برای آدم معمولی هم پیام داره: خیلی وقت‌ها “طعم” فقط کیفیت فنی نیست؛ عادت، blend، و چیزی که مغزت بهش خو گرفته هم خیلی اثر می‌ذاره.

پیرو بامبی و طراحی “Linea”؛ دستگاهی که تبدیل شد به ستون فقرات کافه‌های دنیا

اگر قرار باشه یک کارِ امضادار از پیرو بامبی رو نام ببریم، تقریباً همه می‌رسن به “Linea”. گزارش Daily Coffee News خیلی شفاف می‌گه پیرو «طراحِ مدل iconic Linea» بوده و در اواخر دهه ۱۹۸۰ طراحی این دستگاه رو انجام داده و با خودش مجموعه‌ای از نوآوری‌های ثبت‌شده هم آورده. (Daily Coffee News by Roast Magazine)
همین “Linea” بعداً با اسم “Linea Classic” معروف شد و برای خیلی از کافه‌ها شد همان دستگاهی که سال‌ها روش حساب می‌کردن.

چرا Linea اینقدر مهم شد؟ چون Linea دقیقاً با ذهنیت «تعمیرکار و تکنسین» طراحی شد؛ یعنی قرار نبود فقط خوشگل باشه یا فقط تو نمایشگاه بدرخشه. باید روزی صدها شات بده، قطعاتش قابل سرویس باشن، و یک شبکه‌ی پشتیبانی بتونه نگهش داره. حتی در روایت‌های عمومیِ تاریخ شرکت هم اشاره می‌شه که Linea از ۱۹۹۰ وارد یک موج بزرگ استفاده شد و مثلاً استارباکس از ۱۹۹۰ شروع کرد به استفاده از Linea Classic و تا ۲۰۰۵ ادامه داد. (La Marzocco USA)

Linea یعنی چه؟ از اسمش تا فلسفه‌اش

اسم “Linea” خودش یک اشاره‌ی ساده و صنعتی‌ه: خط، خط تولید، خط استاندارد. انگار بامبی می‌خواست بگه “این دستگاه، خطِ اصلیِ کار شماست”. و واقعاً هم همین شد: دستگاهی که تو کافه‌های خیلی از کشورها، سال‌ها ستون اصلی کانتر بود.

چرا تکنولوژی‌های لا مارزاکو زیر دست بامبی جدی‌تر شد؟ از GS تا ثبات دما

برای اینکه نقش پیرو بامبی رو دقیق ببینی، لازم نیست فقط به یک دستگاه نگاه کنی؛ باید نگاه کنی لا مارزاکو چطور «فکری» رشد کرد. مثلاً در تاریخ رسمی لا مارزاکو (نسخه USA) یک نقطه‌ی خیلی مهم هست: سال ۱۹۷۰، ثبت پتنت برای مدل GS که به عنوان اولین دستگاه با دو بویلر و گروپ ساتوره (Saturated Brew Groups) معرفی می‌شه. (La Marzocco USA)
ایده‌ی گروپ ساتوره یعنی چی؟ یعنی گروپ‌ها طوری طراحی می‌شن که آب به شکل پیوسته توشون گردش کنه و دما پایدارتر بمونه، تا عصاره‌گیری هر شات شبیه قبلی باشه. (La Marzocco USA)

حالا نکته اینجاست: حتی اگر آن پتنت دقیقاً به اسم پیرو ثبت نشده باشه، ما می‌دونیم پیرو سال‌ها در بخش فنی و طراحی بوده و خیلی از مسیرهای تکنولوژیک شرکت رو با نگاه “بهترین نتیجه در فنجون” جلو می‌برده. متن یادبود رسمی لا مارزاکو هم می‌گه او با تکیه بر دانش فنی‌ای که از پدرش گرفته بود، دنبال نوآوری‌هایی بود که «بهترین نتیجه در فنجون» رو بده. (La Marzocco NZ)
پس وقتی می‌گی لا مارزاکو چرا اینقدر روی ثبات دما و کیفیت استخراج حساسه، جوابش تا حد زیادی برمی‌گرده به نسل و سبک کار آدم‌هایی مثل پیرو.

وقتی “کیفیت در فنجون” شعار نیست

در متن یادبود لا مارزاکو (NZ) یک جمله هست که خیلی باحال و کلیدی‌ه: می‌گه پیرو هم “عمیقاً به سنت ایتالیایی” پایبند بود، هم “به هر فرهنگی که ایده‌ی تازه درباره اسپرسو بده” باز بود. (La Marzocco NZ)
این یعنی از یک طرف اصالت و کاردستی و مکانیک رو دوست داشت، از طرف دیگر می‌فهمید قهوه دارد جهانی می‌شود و باید از جهان هم یاد گرفت.

جهانی‌شدن لا مارزاکو با پیرو بامبی؛ از صادرات تا شبکه‌ی آدم‌ها

یه اشتباه رایج اینه که فکر کنیم نقش آدم‌هایی مثل پیرو بامبی فقط تو “طراحی” خلاصه می‌شه. گزارش Daily Coffee News دقیقاً می‌گه او در بخش فروش و صادرات هم فعال بوده و همین کمک کرده نفوذ و محبوبیت دستگاه‌های لا مارزاکو—و به‌تبعش اسپشیالتی کافی—در دنیا پخش بشه. (Daily Coffee News by Roast Magazine)
یعنی بامبی فقط پیچ‌گوشتی دستش نبود؛ بلد بود محصول رو ببره جایی که باید دیده بشه.

از آن طرف، وقتی یک برند جهانی می‌شه، یک چیزی خیلی مهم می‌شه: شبکه‌ی سرویس و آدم‌ها. پیرو تو نوشته‌ی سال ۲۰۱۳ خودش، از شبکه‌ی توزیع‌کننده‌ها و تیم‌های کارخانه حرف می‌زنه و می‌گه با همکاری همه‌ی بخش‌ها و همین شبکه، تونستن نام “La Marzocco” رو بزرگ کنن. (La Marzocco USA)
این حرف‌ها برای آدم عادی شاید مدیریتی به نظر بیاد، ولی پشتش یک واقعیت صنعتی هست: اسپرسوساز خوب فقط دستگاه نیست؛ آدم‌های دور و برشه.

مهاجرت کارخانه و یک تاریخِ دقیق: سپتامبر ۲۰۰۹ و “La Torre”

همون متن ۲۰۱۳ پیرو یک تاریخ خیلی دقیق هم می‌ده: می‌گه وقتی در سپتامبر ۲۰۰۹ به “La Torre” (لوکیشن جدید کارخانه) منتقل شدن، بحران اقتصادی غرب تازه زده بود بالا و با این حال، رشد تولید و موفقیت‌شون فراتر از تصور شد. (La Marzocco USA)
برای کسی که قهوه‌دوسته، این یعنی: در دوره‌ای که خیلی از کسب‌وکارها جمع می‌کردن، لا مارزاکو داشت خودش رو برای موج بزرگ اسپشیالتی آماده می‌کرد.

کتاب‌ها، سخنرانی‌ها و جایزه‌ها؛ جاهایی که سندِ نقش بامبی رو می‌تونی ببینی

اگر دنبال «مدرک و سند» درباره نقش پیرو بامبی هستی، چند تا نقطه خیلی مشخص داریم.

اول: کتاب. Daily Coffee News می‌گه پیرو در ۱۹۹۴—همون دوره‌ای که اکثریت شرکت فروخته شد و او نقش رئیس افتخاری گرفت—کتابی نوشت به نام “Coffee Machines for Use in Bars” که هم تاریخچه‌ای از لا مارزاکو داشته، هم توصیه‌های فنی‌ای که هنوز هم کاربردی‌اند. (Daily Coffee News by Roast Magazine)
همین بخش به‌تنهایی نشون می‌ده پیرو فقط «سازنده» نبود؛ اهل انتقال تجربه هم بود.

دوم: جایزه Alfred Peet Passionate Cup. صفحه‌ی “Happy 80th Piero” در سایت لا مارزاکو USA می‌گه او در نمایشگاه SCAA در بوستون (۲۰۱۳) این جایزه رو دریافت کرد و متن سخنرانی پذیرشش هم همون‌جا منتشر شده. (La Marzocco USA)
و جالب‌تر اینکه رسانه تخصصی ایتالیایی Comunicaffè هم همان سال گزارش می‌دهد که SCAA این جایزه را به پیرو بامبی داده و تاکید می‌کند او در طراحی هر ماشین شرکت نقش کلیدی داشته و Linea را “بیش از ۲۰ سال پیش” طراحی کرده؛ یعنی دقیقاً او را در قلب مهندسی برند می‌گذارد. (Comunicaffè)

سوم: Linea PB. اینجا یک سند خیلی مستقیم داریم: صفحه‌ی محصول Linea PB در سایت La Marzocco USA صراحتاً می‌گه Linea PB «طراحی شده توسط پیرو بامبی» و «به احترام او نام‌گذاری شده» و حتی جزئیات دقیق قابلیت‌هایش را می‌دهد؛ از کنترل دمای بویلر و حجم عصاره‌گیری تا تایمر شات و اتوبک‌فلاش و… (La Marzocco USA)
یعنی اسم PB واقعاً یک اسم تزئینی نیست؛ یک مهرِ احترام به یک طراحه.

یک سند خیلی “خودمونی” ولی معتبر: «پیرو روی همه دستگاه‌های امروز دست داشته»

همان صفحه‌ی تبریک تولد ۸۰ سالگی یک جمله خیلی سنگین دارد: می‌گوید برای کسانی که روی دستگاه‌های لا مارزاکو کار می‌کنند، پیرو «در طراحی هر دستگاهی که الان در تولید است، دستی داشته» و در ۸۰ سالگی هم هر روز می‌رفته کارخانه در اسکارپریا و برای مهمان‌ها قهوه درست می‌کرده. (La Marzocco USA)
این یعنی ما با یک مدیر بازنشسته‌ی دور از کار روبه‌رو نبودیم؛ با کسی روبه‌رو بودیم که تا آخر عمر، با محصول زندگی می‌کرد.

اثر پیرو بامبی روی قهوه‌ی امروز؛ چیزی که تو فنجون ما عوض شد

حالا بیایم ببینیم این همه داستان و تاریخ و اسم و جایزه، در نهایت برای ما که تخصصی نیستیم، چه اثری گذاشته.

اولین اثر: قابل‌اعتماد شدن اسپرسو در مقیاس کافه. وقتی یک دستگاه مثل Linea تبدیل می‌شه به استاندارد جهانی، یعنی کافه‌دار می‌تونه روی کیفیت و سرویس‌دهی حساب کنه. این همون مسیریه که از طراحی اواخر دهه ۸۰ شروع شد و از ۱۹۹۰ به بعد عملاً تو دنیا پخش شد. (Daily Coffee News by Roast Magazine)

دومین اثر: حساسیت به ثبات دما و تکرارپذیری. مفهوم‌هایی مثل دو بویلر و گروپ ساتوره، برای آدم معمولی شاید “فنی و خسته‌کننده” باشه، ولی نتیجه‌اش تو فنجون خیلی ملموسه: شات‌های پایدارتر، کمتر سورپرایز بد (ترشی خام یا تلخی سوخته)، و کنترل بیشتر روی نتیجه. (La Marzocco USA)

سومین اثر: پیوند صنعت با فرهنگ. پیرو همون آدمیه که می‌گه از بچگی با نصب دستگاه‌ها بزرگ شده، اما در عین حال به فرهنگ‌های دیگر هم گوش می‌داده و با جامعه جهانی قهوه ارتباط عمیق می‌ساخته. (La Marzocco NZ)
برای همین هم وقتی صنعت اسپشیالتی رشد کرد، لا مارزاکو فقط “ماشین‌فروش” نبود؛ تبدیل شد به یک برندِ فرهنگی—چیزی که توی حمایت‌ها و ارتباط با جامعه هم دیده می‌شه. (مثلاً تاریخچه رسمی لا مارزاکو USA اشاره می‌کند که از ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸ اسپانسر رسمی World Barista Championships بوده و همین ارتباط با قهرمان‌ها و جامعه را تقویت کرده.) (La Marzocco USA)

چهارمین اثر: این جمله‌ی کوتاه ولی خیلی کاربردی. در متن یادبود لا مارزاکو (NZ) یک نقل‌قول از پیرو آمده که خیلی به درد زندگی قهوه‌ای می‌خوره: می‌گه «تکنیک رو می‌شه یاد گرفت، ولی اشتیاق فقط با تعهد، عشق، غرور و احترام به کارت ساخته می‌شه.» (La Marzocco NZ)
ترجمه‌اش برای ما یعنی: اگر قهوه‌ات خوب درنمیاد، فقط دنبال “ترفند” نباش؛ دنبال نظم، دقت، و احترام به جزئیات هم باش—همون چیزی که پیرو در تمام عمرش انجام داد.

اگر بخوای از دلِ زندگی پیرو بامبی یک درس خیلی زمینی برداری، اینه: قهوه‌ی خوب فقط “دانه خوب” نیست، فقط “دستگاه گرون” هم نیست؛ یک زنجیره‌ست از آدم‌ها، تعمیر و سرویس، طراحی درست، و اون روحیه‌ی وسواسی که می‌گه هر شات باید واقعاً «درست» باشه. (Daily Coffee News by Roast Magazine)