The history of espresso coffee: how it was prepared in Italy before the …

لوییجی بزرا دقیقاً کی بود و چرا اسمش این‌قدر تو تاریخ اسپرسو تکرار می‌شه؟

لوییجی بزرا یه «کافه‌دارِ خوش‌ذوق» نبود؛ بیشتر یه آدم فنیِ اهل میلان بود که مسئله‌اش خیلی زمینی و کاسبی‌طور بود: قهوه تو بارها و کافه‌های شلوغ ایتالیا زمان می‌برد، صف ایجاد می‌شد، و سرو کردن “روی درخواست مشتری” سخت بود. مومک (MUMAC) که یکی از جدی‌ترین موزه‌های تخصصی تاریخ اسپرسوسازه، خیلی روشن می‌گه بزرا مسئول اختراع چیزی بود که امروز بهش می‌گیم brewing group / گروپ؛ یعنی همون بخشی که پورتافیلتر بهش قفل می‌شه و عصاره‌گیری از اونجا انجام می‌شه، و همین ایده باعث شد «قهوه در لحظه و سریع، به درخواست مشتری» جا بیفته. (MUMAC)

یه جزئیات خیلی باحال و خیلی واقعی هم از خودِ سند پتنت آمریکاییِ بزرا درمیاد: توی متن پتنت US 726,793 خودش رو این‌طوری معرفی می‌کنه: «maker of liquors» (سازنده/تولیدکننده نوشیدنی‌های الکلی) و حتی آدرسش رو هم می‌نویسه: ۱۳ Via Orso، میلان. یعنی بزرا از دل همون فضای کسب‌وکارهای نوشیدنی و بار و سرویس‌دهی می‌اومده، نه صرفاً یک مخترعِ دور از بازار. (Patent Images)

حالا چرا اسمش برای صنعت قهوه مهمه؟ چون بزرا یک قدم خیلی مهم برداشت: ایده‌ی “قهوه سریع با فشار بخار” قبل‌تر هم جرقه‌هایی داشت، ولی بزرا کاری کرد دستگاه به سمت سرو تک‌فنجونِ تازه و قابل تکرار برای مشتری‌های پشت‌سرهم بره—همون چیزی که روح اسپرسوئه. (lavazza.com.au)

یک سوءتفاهم معروف: بزرا «اولین نفر تاریخ» نبود، اما «کلیدی‌ترین نفر برای اسپرسوی امروزی» بود

بعضی‌ها بزرا رو “اولین مخترع اسپرسو” صدا می‌کنن، ولی روایت‌های دقیق‌تر می‌گن بهتره این‌طوری ببینیم: قبل از بزرا، دستگاه‌های بخاری برای سریع‌تر کردن قهوه بوده، اما بزرا با ایده‌ی گروپ و نگهدارنده فیلتر (فیلترهولدر/پورتافیلتر) مسیر رو عوض کرد. حتی Barista Hustle صریح می‌گه خودِ بزرا و مورینودو اصلاً واژه‌ی «espresso» رو تو زمان خودشون به اون شکل استفاده نمی‌کردن و اسم نوشیدنی بیشتر چیزی مثل “caffè in bevanda” یا “caffè istantaneo” بوده. (Barista Hustle)


اختراع بزرا در ۱۹۰۱ چی بود؟ همون چیزی که «اسپرسو به سفارش» رو ممکن کرد

چیزی که از بزرا به عنوان نقطه عطف یاد می‌شه، معمولاً به سال ۱۹۰۱ گره می‌خوره؛ سالی که چند منبع معتبر (از جمله لاوازا و خودِ موزه مومک) می‌گن بزرا روی ایده‌های قبلی کار کرد و نسخه‌ای ارائه داد که اسپرسو رو به شکل عملی‌تر وارد زندگی شهری کرد. (lavazza.com.au)

اما اگر بخوای خیلی “سندی” حرف بزنی، شاه‌کلیدت اینه: پتنت آمریکایی US 726,793 با عنوان «Coffee-Making Machine». توی خود PDF رسمی پتنت، تاریخ‌ها کاملاً روشنه: پتنت در آمریکا ۲۸ آوریل ۱۹۰۳ صادر شده و تاریخ پرونده (Application filed) ۱۰ ژوئن ۱۹۰۲ ثبت شده. (Patent Images)
این اختلاف تاریخ‌ها باعث می‌شه بعضی جاها بگن “۱۹۰۱”، بعضی بگن “۱۹۰۲”، بعضی بگن “۱۹۰۳”. واقعیت صنعتی اینه که ایده و ثبت‌های محلی/ایتالیایی می‌تونن زودتر شروع شده باشن، و ثبت بین‌المللی و صدور پتنت بعدتر انجام بشه. خود مومک و چند روایت صنعتی می‌گن «فایل/ثبت اولیه» در ۱۹۰۱ بوده و بعد مسیر حقوقی و تولیدی ادامه پیدا کرده. (Perfect Daily Grind)

توی پتنت دقیقاً چی نوشته شده که برای ما مهمه؟

یه بخش خیلی مهم در همون صفحه اول پتنت هست که مثل مهر تایید تاریخی عمل می‌کنه:
LUIGI BEZZERA… ASSIGNOR TO DESIDERIO PAVONI…
یعنی بزرا در این سند، “واگذارکننده/منتقل‌کننده حق” به دزیدریو پاوونی معرفی شده. این یعنی قصه‌ی بزرا فقط «اختراع» نبود؛ خیلی سریع رفت تو فاز «مالکیت، تولید، و بازار». (Patent Images)

و یه نکته‌ی فنی داخل متن پتنت هم هست که خیلی‌ها ازش رد می‌شن: بزرا درباره‌ی ساختار بویلر، مسیر بخار، و حتی جای قرارگیری شیر خروجی/میکس صحبت می‌کنه و اینکه چطور آب جوش/بخار به بخش خروجی می‌رسه، و این‌ها دقیقاً همان دغدغه‌های دستگاه‌های بخاری اون دوره بوده: کنترل فشار، کنترل دما، و جلوگیری از پاشش و خطر. (Patent Images)


جزئیات فنی اختراع بزرا: گروپ هد، پورتافیلتر و اون حس «ماشینِ پشت بار»

حالا بخش جذاب ماجرا اینه که بزرا دقیقاً چه چیزی رو “تغییر بازی” داد؟ مومک خیلی مستقیم می‌گه بزرا گروپ رو ساخت؛ بخشی شبیه چیزی که هنوز هم داریم، چون شامل یک filter holder با یک یا چند اسپات/نازل و یک سیستم اتصال به بدنه مرکزی دستگاهه. (MUMAC)
این یعنی چی به زبان خودمونی؟ یعنی بزرا کاری کرد که باریستا (یا اون موقع “machinista”) بتونه سریع یک فیلتر/سبد قهوه رو جا بزنه، قفل کنه، عصاره‌گیری کنه، باز کنه، بعدی رو ببنده… بدون اینکه هر بار دستگاه رو از اول “بازطراحی دم‌آوری” کنه.

«پورتافیلتر جداشونده» چرا این‌قدر مهمه؟

خود Bezzera (سایت رسمی شرکت) و همین‌طور صفحه «Espresso Evolution» می‌گن یکی از جهش‌های کلیدی همون پورتافیلتر جداشونده بود که کار رو سریع‌تر و آماده‌سازی رو ساده‌تر کرد، حتی برای دم کردن دو فنجون. (Bezzera)
توی دنیای واقعی کافه یعنی: سرعت سرویس‌دهی بالا می‌ره، صف کوتاه‌تر می‌شه، و مشتری حس می‌کنه «این قهوه الان برای من آماده شد».

چرا دستگاه‌های بخاری اولیه با وجود نبوغ‌شون یک مشکل گنده داشتن؟

اسمیتسونیَن یه نکته خیلی مهم می‌گه: دستگاه بزرا با شعله مستقیم گرم می‌شد و همین باعث می‌شد کنترل فشار و دما سخت بشه و ثبات شات‌ها تقریباً کابوس باشه. (Smithsonian Magazine)
یعنی بزرا مسیر رو درست رفت، ولی تکنولوژی زمانه‌اش هنوز اون‌قدر بالغ نبود که “استاندارد امروزی” بده. همین هم باعث شد بعداً پاوونی و بقیه بیفتن دنبال شیر اطمینان، سوپاپ تخلیه فشار، و بهبود ایمنی و کاربری. (Smithsonian Magazine)

یک واقعیت جالب: اسپرسوی ۱۹۰۶ شبیه اسپرسوی امروز نبود!

Barista Hustle یک تصویر خیلی دقیق از «اسپرسو»ی اوایل قرن بیستم می‌ده که به درد آدم معمولی هم می‌خوره. می‌گه تا حوالی دهه ۱۹۵۰، اسپرسو معمولاً این‌طوری تعریف می‌شد: ۶ تا ۷ گرم قهوه، حدود ۴۵ ثانیه استخراج، فشار حدود ۰.۷۵ تا ۱ بار (چون بخار فشار رو می‌ساخت)، دمای کمی بالاتر از ۱۰۰°C، و حجم خروجی نزدیک ۶۰ میلی‌لیتر (تقریباً اندازه یک فنجون چای‌خوری آن زمان). (Barista Hustle)
پس اگر امروز به اسپرسوی ۲۵-۳۰ میلی‌لیتریِ ۹ بار عادت داری، بدون اون زمان اسپرسو بیشتر “قهوه‌ی سریعِ بخاری” بوده و مزه‌اش هم می‌تونسته نزدیک‌تر به موکاپات باشه تا اسپرسوی مدرن. (Barista Hustle)


از پتنت تا تولید انبوه: دزیدریو پاوونی چطور اختراع بزرا رو به بازار آورد؟

اینجا اون نقطه‌ایه که صنعت قهوه از «اختراع» می‌ره سمت «فرهنگ عمومی». چند منبع معتبر می‌گن حق پتنت/اختراع بزرا توسط دزیدریو پاوونی خریداری شد و بعدش تولید سری شروع شد. بعضی منابع سال خرید رو ۱۹۰۲ می‌گن، بعضی ۱۹۰۳؛ اما اشتراک همه‌شون اینه که اوایل دهه ۱۹۰۰ این انتقال انجام شد و بعدش مسیر تولید جدی شد. (caffeborbone.com)

پتنت PDF هم خودش این رابطه رو محکم می‌کنه: بزرا در پتنت آمریکایی به عنوان assignor to Desiderio Pavoni معرفی شده. یعنی این فقط روایت شفاهی نیست؛ در سند رسمی هم دیده می‌شه. (Patent Images)

“Ideale” یعنی چی و چرا این اسم مهمه؟

خیلی از روایت‌ها می‌گن پاوونی بعد از خرید/همکاری، دستگاه رو با نام La Pavoni Ideale به شکل جدی وارد بازار کرد و حتی از ۱۹۰۵ به عنوان شروع تولید سری یاد می‌شه. (Perfect Daily Grind)
این یعنی چی؟ یعنی از این به بعد اسپرسو دیگه فقط ایده‌ی یک کارگاه نبود؛ یک محصول شد که کافه‌های بیشتری می‌تونستن بخرن، نصب کنن، و باهاش سرو کنند.

پاوونی چه چیزهایی رو بهتر کرد که دستگاه قابل کار روزانه بشه؟

اسمیتسونیَن می‌گه پاوونی چند بهبود مهم داد؛ از جمله سوپاپ/شیر تخلیه فشار که جلوی پاشش خطرناک قهوه داغ رو می‌گرفت و کار رو برای آدم پشت بار امن‌تر می‌کرد، و همین‌طور توسعه ابزار بخار. (Smithsonian Magazine)
این بخش شاید برای تو خیلی فنی به نظر بیاد، ولی معنی‌اش ساده‌ست: اگر دستگاه امن و قابل اعتماد نباشه، کافه‌دار نمی‌خره، باریستا باهاش کار نمی‌کنه، و مشتری هم تجربه خوب نمی‌گیره. پس “صنعتی شدن” یعنی همین ریزه‌کاری‌ها.


نمایشگاه میلان ۱۹۰۶: جایی که «Espresso Caffè» واقعاً دیده شد و موج راه افتاد

اگر بزرا جرقه بود و پاوونی موتور، نمایشگاه میلان ۱۹۰۶ یک جور بلندگو بود. مومک می‌گه اختراع بزرا که روی ماشین‌های پاوونی اعمال شده بود، برای اولین بار در نمایشگاه تجاری میلان ۱۹۰۶ نمایش داده شد و از همون‌جا به بعد «این صنعت ترکید و رشد کرد». (MUMAC)

Barista Hustle حتی یک جزئیات خیلی تصویری می‌ده: می‌گه غرفه پاوونی در نمایشگاه ۱۹۰۶، عبارت “Espresso Caffè” رو با حروف خیلی بزرگ نمایش می‌داد. (Barista Hustle)
همین یک نکته، از نظر تاریخ فرهنگی خیلی مهمه: یعنی یک مدل تهیه قهوه داشت تبدیل می‌شد به “اسم” و “هویت”.

آیا واقعاً «اولین بار کلمه اسپرسو» همون‌جا استفاده شد؟

بعضی روایت‌های برندمحور می‌گن در ۱۹۰۶ این سبک با نام‌هایی مثل “Caffè Espresso” معرفی شد و از همون‌جا واژه جا افتاد. (Bezzera Australia)
اما Barista Hustle یک نگاه دقیق‌تر و کمی شیطون داره: می‌گه خودِ بزرا و مورینودو واژه اسپرسو/اکسپرس رو تو پتنت‌ها استفاده نمی‌کردن و تمرکز واژه‌ها بیشتر روی «فوری بودن» (istantaneamente) بوده. (Barista Hustle)
پس اگر بخوام منصفانه و تمیز بگم: نمایشگاه ۱۹۰۶ یکی از مهم‌ترین جاهایی بود که عبارت “Espresso Caffè” به شکل عمومی و تبلیغاتی دیده شد، حتی اگر ریشه‌ی لغت و شکل‌گیری معنایش چندلایه بوده باشه. (Barista Hustle)

یک تصویر صنعتی قشنگ: اسپرسوسازها تبدیل شدن به «دکورِ بار»

Barista Hustle می‌گه این دوره شروع زمانی بود که دستگاه اسپرسو روی کانتر بار تبدیل شد به یک بخش از صحنه و دکور؛ و باریستا پشتش مثل یک اجرای کوچیک قهوه درست می‌کرد. (Barista Hustle)
یعنی اسپرسو از اول هم فقط “نوشیدنی” نبود؛ یک تجربه شهری بود.


اثر بزرا روی قهوه‌ی امروز: اگه تخصص نداری، این چند نکته رو یاد بگیر تا اسپرسو رو بهتر بفهمی

این بخش رو می‌گم که اگر فردا رفتی کافه یا خواستی دستگاه بخری یا حتی فقط خواستی بفهمی «اسپرسوی خوب یعنی چی»، سردرگم نشی—و ربطش هم مستقیم به بزراست، چون بزرا اساساً مفهوم “سرو سریع و سفارشی” رو آورد وسط. (MUMAC)

۱) وقتی می‌گن «گروپ»، دارن درباره‌ی میراث بزرا حرف می‌زنن

تو خیلی از دستگاه‌های کافه‌ای، می‌شنوی “دو گروپ”، “سه گروپ”. این مفهوم همون چیزیه که مومک می‌گه بزرا پایه‌اش رو گذاشت: چند خروجی/ایستگاه برای اینکه سفارش‌ها پشت سر هم انجام بشه. (MUMAC)
پس اگر کافه شلوغه و دستگاه چند گروپ داره، یعنی برای سرعت و سرویس‌دهی ساخته شده—همون دغدغه‌ی اصلی بزرا.

۲) اسپرسوی قدیم “کمی شبیه موکا” بود؛ پس تلخیِ بخاری را جدی بگیر

اگر یک‌بار اسپرسوی خیلی تلخ و “سوخته‌طور” خوردی، همیشه تقصیر قهوه نیست. تاریخ هم همین رو می‌گه: دستگاه‌های بخاری اولیه می‌تونستن طعم سوخته/تلخ بدن و فشار هم محدود بود. (Smithsonian Magazine)
امروز دستگاه‌های مدرن بهتر کنترل می‌کنن، ولی هنوز هم اگر دما و زمان و آسیاب به هم نخورده باشه، تلخی می‌پره تو فنجون.

۳) «اسپرسو یعنی سریع»… اما سریع بودنش از نظم میاد، نه عجله

بزرا دنبال این بود که قهوه سریع و سفارشی آماده شه. اما همین مفهوم امروز هم پابرجاست: اسپرسوی خوب نتیجه‌ی “فرمول ثابت”ه. برای اینکه تو هم ساده بفهمی، فقط این سه متغیر رو در ذهن داشته باش (قول می‌دم زیاد فنی نیست):

  • اگر اسپرسو خیلی ترش و آبکیه، معمولاً یا زمان کم بوده، یا آسیاب خیلی درشت بوده، یا دوز کم بوده.
  • اگر اسپرسو خیلی تلخ و گسه، معمولاً یا زمان زیاد بوده، یا آسیاب خیلی ریز بوده، یا دما/فشار بد تنظیم شده.
  • اگر اسپرسو هر دفعه یه مزه می‌ده، احتمالاً کافه یا خونه هر بار چند چیز رو با هم عوض می‌کنه؛ در حالی که مسیر موفق همون چیزیه که از بزرا تا پاوونی پیش رفت: مرحله‌به‌مرحله اصلاح، نه تغییرات شانسی. (Smithsonian Magazine)

۴) اگر می‌خوای تو کافه سفارش بدی و گیج نشی، این جمله‌ها کارتو راه می‌اندازه

این‌جا فقط دو تا جمله پیشنهاد می‌دم (نه بیشتر، که تبدیل به لیست‌بازی نشه). اگر اسپرسو رو ملایم‌تر دوست داری، بگو: «اسپرسو رو یه کم ملایم‌تر می‌زنید؟» یا اگر نوشیدنی شیرپایه می‌خوای ولی قهوه‌اش معلوم باشه، بگو: «کاپوچینو با شات قوی‌تر می‌خوام.»
چرا این‌ها جواب می‌ده؟ چون کل فلسفه‌ی اسپرسو از زمان بزرا همین بوده: سفارشی‌سازی و سرو سریع روی درخواست مشتری. (MUMAC)

۵) اگر دستگاه می‌خوای بخری، “گروپ و پورتافیلتر” رو بشناس؛ باقی‌اش سلیقه‌ست

تو خرید دستگاه خونگی هم اگر فقط دو مفهوم رو درست بفهمی، نصف راهی: پورتافیلتر (دسته/سبد قهوه) و گروپ (جایی که قفل می‌شه). چون این‌ها ستون فقرات همان جهشی‌ان که بزرا شروعش کرد. (MUMAC)
بعدش دیگه می‌رسه به امکانات راحتی: کنترل دما، فشار، کیفیت قطعات… که هرکسی با بودجه و سلیقه خودش انتخاب می‌کنه.