IM 3.01 The History of French Press - Barista Hustle

آتیلیو کالیمانی کی بود و چرا اسمش تو تاریخ فرنچ‌پرس می‌درخشه؟

آتیلیو کالیمانی رو معمولاً با یه لقب ساده می‌شناسن: «یکی از میلانی‌هایی که فرنچ‌پرس رو به چیزی شبیه امروز نزدیک کرد». توی روایت‌های تاریخی ابزار دم‌آوری، اسمش کنار Giulio Moneta میاد و نقش اصلیش اینه که توی یک پتنت خیلی مهم، صاحبِ حق‌امتیاز (Assignee) شد؛ یعنی کسی که حق قانونیِ استفاده/تجاری‌سازی اون طرح بهش می‌رسید. (Wikimedia Commons)

حالا چرا این مهمه؟ چون خیلی وقت‌ها ما اسم «مخترع» رو می‌شنویم، ولی نمی‌بینیم پشت صحنه، آدم‌هایی هستن که طرح رو می‌برن سمت اجرا، بازار، تولید، و مسیر صنعتی شدن. توی پرونده‌ی فرنچ‌پرس، این ماجرا خیلی واضح دیده می‌شه: اسم “Ugo Paolini” به عنوان مخترع ثبت شده، ولی حق‌ها به شکل رسمی بین کالیمانی و مونِتا تقسیم شده. (Wikimedia Commons)

میلانی بودنِ کالیمانی یعنی چی؟

وقتی منابع می‌گن «Milanese designer»، یعنی کالیمانی (و مونِتا) تو اون فضای صنعتی/طراحیِ میلانِ اوایل قرن بیستم نفس می‌کشیدن؛ همون دوره‌ای که ایتالیا داشت روی ابزارهای خانگی، فلزکاری، و طراحی محصول حسابی رشد می‌کرد. این فضا کمک می‌کنه بفهمیم چرا اصلاً ایده‌ی “یک ظرف + فیلترِ متحرک” می‌تونست تبدیل بشه به محصولی که مردم واقعاً بخرن و استفاده کنن. (Wikipedia)


داستان دقیق پتنت: از اوگو پاولینی تا سهم قانونی کالیمانی و جولیو مونِتا

حالا بریم سر اصل ماجرا، همون چیزی که گفتی «کلی‌گویی نباشه»؛ پس دقیق و مستند جلو می‌ریم.

پتنت معروفی که اسم کالیمانی رو برای همیشه به فرنچ‌پرس چسبوند، یه پتنت آمریکاییه با شماره US 1,797,672 و عنوانش هم اینه:
“Apparatus for preparing infusions, particularly for preparing coffee” (یعنی دستگاهی برای آماده‌کردن دَم‌کردنی‌ها، مخصوصاً قهوه). توی خود سند، واضح نوشته شده:

  • تاریخ ثبت پتنت (Patented): 24 مارس 1931
  • تاریخ تشکیل پرونده در آمریکا (Filed): 2 آوریل 1929
  • و حتی مهم‌تر: پرونده/ثبت در ایتالیا: 2 آوریل 1928 (Wikimedia Commons)

مهم‌ترین خطِ سند: “Assignor of one-half…”

اون خطی که برای ما طلاست اینه که بالای صفحه‌ی سند (همون نسخه PDF رسمی) نوشته:
UGO PAOLINI … ASSIGNOR OF ONE-HALF TO ATTILIO CALIMANI AND ONE-HALF TO GIULIO MONETA
یعنی «اوگو پاولینی… واگذارکننده‌ی نصف حق به آتیلیو کالیمانی و نصف حق به جولیو مونِتا». (Wikimedia Commons)

پس چی شد؟

  • پاولینی: مخترع ثبت‌شده (Inventor)
  • کالیمانی و مونِتا: صاحبان/دارندگان حق امتیاز (Assignees به نسبت نصف-نصف)

و این دقیقاً همون نقطه‌ایه که کالیمانی رو آدم مهم داستان می‌کنه: چون اون “ایده” رو آورد تو زمین “مالکیت حقوقی و امکان تولید”.


داخل پتنت US 1,797,672 دقیقاً چی هست؟ قطعه‌به‌قطعه و بدون حرف اضافه

بذار خیلی ملموس بگم: این پتنت، دقیقاً همون فرنچ‌پرس شیشه‌ای با دسته و فیلتر دور-فنریِ امروزی نیست. ولی یک قدم خیلی جدی به سمت «قهوه‌ی غوطه‌وری + جداکردن تفاله با یک فیلتر متحرک داخل ظرف» حساب می‌شه.

ساختار دستگاه توی متن پتنت

توی متن پتنت (نسخه گوگل پتنت هم همون رو بازنشر کرده)، اجزای کلیدی این‌هاست:

  • یک ظرف برای آب و قهوه (vessel)
  • یک درپوش (cover)
  • یک فیلترِ لغزنده/متحرک داخل ظرف (slidable filtering member)
  • یک میله/راد که فیلتر بهش وصله و از درپوش رد می‌شه (rod)
  • و یک فنر (spring) که دور میله قرار می‌گیره و دو کار می‌کنه: فیلتر رو توی جای تنظیم‌شده نگه می‌داره و حرکتش رو کنترل می‌کنه. ([Google Patents][3])

این بخش خیلی مهمه: توی پتنت گفته می‌شه فیلتر “fit sufficiently tight” داره؛ یعنی فیتش به اندازه‌ای تنگ هست که وقتی پایین می‌ره، مایع ازش رد بشه ولی مواد جامد گیر کنن. ([Google Patents][3])

روش استفاده، دقیقاً همون چیزی که تو پتنت نوشته

پتنت حتی سناریوی استفاده رو هم توضیح می‌ده (خیلی شبیه دفترچه راهنمای محصول):

می‌گه آب داخل ظرف جوشیده می‌شه، قهوه‌ی آسیاب‌شده اضافه می‌شه، درپوش گذاشته می‌شه، فیلتر از قبل نزدیک بالای ظرف تنظیم می‌شه، بعد با فشار دست روی میله، فیلتر پایین می‌ره و مایع از فیلتر رد می‌شه. نکته‌ی جالبش اینه که می‌گه می‌تونی بدون برداشتن درپوش از یک مسیر/دهانه (passage) قهوه رو بریزی تو فنجون، در حالی که تفاله‌ها پایین گیر افتادن. ([Google Patents][3])

نقش فنر توی این نسخه چی بود؟

اینجا یه تفاوت مهم با فرنچ‌پرس‌های امروزی داریم. تو این پتنت، فنر اصلی دور میله است و کارش «ایجاد اصطکاک/ترمز» برای نگه داشتن فیلتر تو جای تنظیم‌شده‌ست. متن پتنت می‌گه فنر “frictionally embraces the rod” و “braking effect” ایجاد می‌کنه تا فیلتر سرِ جاش بمونه. ([Google Patents][3])

پس اگر بخوام خیلی خلاصه اما دقیق بگم:
کالیمانی (به عنوان صاحب حق) پشت طرحی بود که ایده‌ی “فیلترِ متحرک داخل ظرف + کنترل حرکت با فنر” رو رسمی و قابل تولید کرد، حتی اگر هنوز به فرم نهایی فرنچ‌پرس امروز نرسیده بود.


این طراحی چه فرقی با فرنچ‌پرس امروزی داشت و چرا بازم کلیدی حساب می‌شه؟

حالا شاید بگی: «خب این که دقیقاً اون فرنچ‌پرسی نیست که ما می‌شناسیم!» درست می‌گی. ولی اهمیت تاریخی همین‌جاست: این پتنت یک پل بود بین “ایده‌های قدیمی‌ترِ فیلتر توی قابلمه” و “فرنچ‌پرس استاندارد امروزی”.

تفاوت ۱: فیلترِ امروزی، دورِ لبه آب‌بندی می‌کنه

فرنچ‌پرس‌های امروز معمولاً یه صفحه توری دارن که دورش یک حلقه‌ی فنری/فلزی هست تا بهتر به دیواره‌ی شیشه بچسبه و تفاله‌ها کمتر بالا بیان. اون مفهوم «آب‌بندی دورِ فیلتر» بیشتر در پتنت‌های بعدی جدی‌تر شد، نه در نسخه‌ی 1,797,672. ([Google Patents][3])

تفاوت ۲: این طرح بیشتر شبیه “قوری با فیلتر تنظیم‌شونده” هم هست

چون تو پتنت می‌گه می‌تونی فیلتر رو بالا تنظیم کنی، بعد پایین بیاری، و حتی از دهانه‌ای بدون برداشتن درپوش بریزی. این یه جور نگاه “قوری/کتری-طور” هم توشه، نه صرفاً “لیوان شیشه‌ای با پیستون”. ([Google Patents][3])

چرا با وجود این تفاوت‌ها، اسم کالیمانی موندگار شد؟

چون تاریخ ابزارها معمولاً با “اولین نسخه‌ی قابل دفاع در دادگاه و قابل تولید” جلو می‌ره. خیلی منابعِ تاریخچه‌ی فرنچ‌پرس هم دقیقاً همین نقطه رو می‌گن: نسخه‌ای که به فرنچ‌پرس امروزی نزدیک‌تر شد و پتنت شد، مربوط به همین تیم و همین دوره‌ست. (Wikipedia)


بعد از کالیمانی چی شد؟ ارتقاهای فنی که روی ایده‌ی اون ساخته شد

اینجا هم باز چون گفتی مستند و دقیق، می‌رم سراغ پتنت‌های مشخص و اسم و شماره.

برونو کاسول (Bruno Cassol) و جهش بزرگِ “فنر دورِ فیلتر”

چند سال بعد، برونو کاسول اومد و مسئله‌ای رو حل کرد که فرنچ‌پرس‌ها همیشه باهاش درگیر بودن: اینکه چطوری فیلتر واقعاً به دیواره بچسبه و تفاله‌ها کمتر رد بشن، مخصوصاً وقتی ظرف شیشه‌ایه و ممکنه قطر داخلیش دقیق و یکسان نباشه.

پتنت آمریکایی کاسول با شماره US 2,053,021 (در متن خود پتنت هم نام “BRUNO CASSOL” مشخصه) میاد و دقیق توضیح می‌ده که یک packing/واشرِ فنری مارپیچ (helical spring) دورِ لبه‌ی فیلتر گذاشته می‌شه، توری (gauze) طوری تا می‌خوره که هم فیلتر باشه هم اون فنرِ دور لبه رو بپوشونه، و این باعث می‌شه تماس با دیواره “پیوسته” و بهتر بشه. ([Google Patents][4])

این ارتقا باعث شد چیزی که ما امروز به عنوان “فنر دورِ فیلتر فرنچ‌پرس” می‌بینیم، جدی‌تر و کاربردی‌تر بشه. و نکته‌ی جذاب اینه که این مسیر تکاملی معمولاً از کالیمانی/مونِتا شروع می‌شه و کاسول بهش شکل عملی‌تر می‌ده. (Barista Hustle)

فالِیرو بوندانینی (Faliero Bondanini) و نسخه‌ای که بازار اروپا رو گرفت

بعدتر، نسخه‌های نزدیک به فرم مدرن با نام بوندانینی (پتنت 1958) شناخته می‌شن و تولید صنعتی‌شون در اروپا جا افتاد؛ حتی بعضی روایت‌ها می‌گن تولید و پخش با همکاری شرکت‌هایی مثل Martin S.A. انجام شد و اسم‌هایی مثل Chambord/Melior تو بازار مطرح شدن. (Wikipedia)

اینجا نکته‌ی ریز اما مهم اینه: اگه کالیمانی رو «نقطه‌ی حقوقی/طراحی اولیه» بدونیم، این مرحله می‌شه «نقطه‌ی همه‌گیر شدن»؛ یعنی وقتی یه طراحی واقعاً می‌تونه تو تعداد بالا ساخته و فروخته بشه.

پس نقش کالیمانی تو این زنجیره دقیقاً کجاست؟

کالیمانی به شکل خیلی مشخص، توی سند اصلیِ 1928/1929/1931 نشون می‌ده که ایده‌ی “فیلترِ پیستونی داخل ظرف” به صورت رسمی از حالت خام بیرون اومده و مالکیتش تعریف شده. این یعنی بستر حقوقی و فنی برای اینکه بعداً کاسول و بوندانینی و بقیه بتونن روش بهترش کنن. (Wikimedia Commons)


اگه امروز فرنچ‌پرس دستته، ردپای کالیمانی رو کجاش می‌بینی؟ + چند نکته کاربردی که واقعاً به کار میاد

این بخش رو طوری می‌گم که هم به درد استفاده‌ی روزمره بخوره، هم ربطش به کالیمانی واقعی باشه.

“ایده‌ی اصلی” کالیمانی که هنوز زنده‌ست: غوطه‌وری کامل + فیلتر متحرک

فرنچ‌پرس یعنی قهوه و آب چند دقیقه با هم می‌مونن (غوطه‌وری/Immersion)، بعد با یه فیلتر متحرک جدا می‌شن. این دقیقاً همون منطق مرکزیه که تو پتنت قدیمی هم هست: قهوه داخل ظرف می‌مونه، بعد فیلتر پایین میاد و جامدات رو جدا می‌کنه. ([Google Patents][3])

چرا فرنچ‌پرس معمولاً “بدن‌دارتر” از قهوه فیلترکاغذیه؟

چون فیلترش توریه، نه کاغذی. کاغذ خیلی از روغن‌های معطر رو می‌گیره، اما توری می‌ذاره بخش بیشتری از اون روغن‌ها وارد فنجون بشه. نتیجه؟ قهوه کمی سنگین‌تر و خوش‌خوراک‌تر حس می‌شه. این ویژگی ذاتیه و ربطی به برند یا گرونی ابزار نداره.

چند تنظیم ساده که نتیجه رو از این رو به اون رو می‌کنه

اینجا یه جاهایی واقعاً لیست لازمه، چون اگر تو متن قاطی شه، کاربردی بودنش کم می‌شه. پس خیلی کم و منطقی:

  • آسیاب: فرنچ‌پرس معمولاً آسیاب درشت‌تر دوست داره. اگه خیلی ریز بزنی، تفاله از توری رد می‌شه و قهوه گِلی می‌شه.
  • زمان: همون ۴ دقیقه‌ای که خیلی‌ها می‌گن، نقطه‌ی شروع خوبیه. اگه قهوه‌ت ترش و خامه، یه کم زمان رو بیشتر کن؛ اگه تلخ و سنگین می‌شه، کمترش کن.
  • فشار دادن پیستون: فشار رو آروم و یکنواخت بده. تند فشار دادن باعث می‌شه ذرات ریزتر قاطی نوشیدنی بشن و تلخی/گِلی شدن بیشتر شه.

این‌ها شاید ساده به نظر بیاد، ولی تو دنیای فرنچ‌پرس، همین سه‌تا بیشترین اثر رو دارن.

یک نکته خیلی مهم که به “فلسفه‌ی پتنت‌های قدیمی” نزدیکه

تو پتنت‌های اولیه، یه دغدغه‌ی جدی وجود داشت: «تفاله‌ها چطوری پایین بمونن و موقع ریختن قهوه قاطی نشن؟» تو زندگی واقعی تو هم همین مشکل رو داری. پس این کار رو بکن: بعد از اینکه پیستون رو پایین دادی، قهوه رو همون‌جا رها نکن؛ چون تماس قهوه با تفاله ادامه پیدا می‌کنه و کم‌کم تلخ‌تر و سنگین‌تر می‌شه. بهتره قهوه رو همون موقع بریزی تو ماگ/قوری جدا.

“سند و مدرک” درباره کالیمانی چی داریم که واقعاً رسمی باشه؟

اگر بخوام به عنوان سند رسمی اسم ببرم، مهم‌ترین و مطمئن‌ترین مدارک درباره کالیمانی همین‌هاست:

  • سند پتنت US 1,797,672 که توش اسم کالیمانی به عنوان دریافت‌کننده‌ی نصف حق‌امتیاز آمده و تاریخ‌های دقیق ثبت هم ذکر شده. (Wikimedia Commons)
  • اشاره‌ی منابع تاریخچه‌ی فرنچ‌پرس که نقش کالیمانی/مونِتا رو در پتنت 1929 برجسته می‌کنن و اون رو مرحله‌ی مهم تکامل فرنچ‌پرس می‌دونن. (Wikipedia)

راستش زندگی‌نامه‌ی مفصل و جزئیات شخصیِ کالیمانی (مثل تاریخ تولد/مرگ، مسیر تحصیلی، شرکت‌ها و…) تو منابع عمومی خیلی پررنگ و پرجزئیات ثبت نشده، ولی از نظر تاریخی “اثر”ش کاملاً روشنه: اسمش تو سند رسمیِ مالکیت یکی از تاثیرگذارترین ابزارهای دم‌آوری دنیا نشسته، و همین برای صنعت قهوه یعنی نقش کلیدی. (Wikimedia Commons)

[3]: https://patents.google.com/patent/US1797672A/en “US1797672A – Apparatus for preparing infusions, particularly for preparing coffee
– Google Patents”
[4]: https://patents.google.com/patent/US2053021A/en “US2053021A – Apparatus for filtration of infusions
– Google Patents”