فیلتری چیه و چرا این‌قدر محبوب شده؟

وقتی می‌گیم «قهوه فیلتری» یا «پوراور»، داریم از یه روش دم‌آوری حرف می‌زنیم که توش آب داغ، فقط با کمک جاذبه از لایه قهوه آسیاب‌شده رد می‌شه و فیلتر (کاغذی، فلزی یا پارچه‌ای) جلوی رد شدن ذرات ریز رو می‌گیره. بهش می‌گن Drip چون آب دونه‌دونه و قطره‌قطره از سمت بالا میاد روی بستر قهوه و بعد از فیلتر رد می‌شه و می‌چکه توی سرور یا ماگ.

فرق بزرگش با اسپرسو اینه که تو اسپرسو فشار پمپ وارد بازی می‌شه، ولی تو قهوه فیلتری نیروی اصلی، همون وزن خودِ آبه. نتیجه هم معمولاً نوشیدنی شفاف‌تر، سبک‌تر و با عطر خیلی بازتره. اگه اسپرسو شبیه یه کنسانتره کوچک و انفجاریه، قهوه فیلتری یه نوشیدنیه که می‌تونی آروم‌آروم بنوشی و لایه‌های طعمی‌اش رو کشف کنی.

از نظر فنی، دم‌آوری فیلتری یه روش «پِرکولیشن» محسوب می‌شه؛ یعنی آب از بالا وارد بستر قهوه می‌شه، تو مسیرش مواد محلول و ترکیبات معطر رو حل می‌کنه و بعد از پایین خارج می‌شه. اینجا سرعت عبور آب، اندازه آسیاب، شکل فیلتر و حتی شکل خود درِپر، همه با هم تصمیم می‌گیرن که تو فنجونت چی ببینی: یه قهوه ترش و کم‌جان، یه قهوه شیرین و متعادل، یا یه نوشیدنی تلخ و خسته‌کننده.

از آشپزخونه ملینا بنتس تا موج سوم قهوه

داستان قهوه فیلتری مدرن، از یه آشپزخونه تو آلمان شروع شده. اوایل قرن بیستم، خیلی‌ها قهوه رو یا تو قوری می‌جوشوندن، یا از صافی‌های فلزی و پارچه‌ای استفاده می‌کردن که یا تفاله رو کامل رد نمی‌کردن، یا خیلی زود می‌گرفتند و قهوه تلخ و گِلی تحویل می‌دادن. سال ۱۹۰۸، یه خانم آلمانی به اسم «ملیتا بنتس» که از این وضعیت کلافه شده بود، ته یه قوطی فلزی رو سوراخ کرد و از کاغذ خشک‌کن دفتر پسرش به‌عنوان فیلتر استفاده کرد. نتیجه، فنجونی بود که هم تمیزتر بود، هم متعادل‌تر. کمی بعد، همین ایده تبدیل شد به اولین فیلترهای کاغذی ثبت‌شده و شروع شکل‌گیری برند ملِیتا. (Deutsches Patent- und Markenamt)

کم‌کم، فیلتر کاغذی و روش پوراور از یه ترفند خانگی ساده، تبدیل شد به یه سبک رسمی دم‌آوری. چند دهه بعد، تو سال ۱۹۴۱، یه شیمیدان به اسم پیتر شلومبوم تو آمریکا وسیله‌ای طراحی کرد که امروز با اسم «کمکس» می‌شناسیم؛ یه ظرف شیشه‌ای یه‌تیکه با فیلترهای کاغذی خیلی ضخیم. این شکل شبیه ارلن، هم از نظر طراحی صنعتی معروف شد، هم از نظر قهوه‌نوردها، به‌خاطر تمیزی و شفافیت طعم. کمکس اون‌قدر از نظر طراحی مهم بود که حتی وارد مجموعه موزه هنرهای مدرن نیویورک هم شد. (The Museum of Modern Art)

اما داستان موج سوم قهوه و پوراورِ امروزی، بدون اشاره به ژاپنی‌ها کامل نمی‌شه. شرکت هاریو در سال ۲۰۰۴ درِپر معروف V60 رو معرفی کرد؛ یه مخروط ۶۰ درجه با یه سوراخ بزرگ در مرکز و شیارهای مارپیچ داخل بدنه. این طراحی اجازه می‌ده هوا راحت خارج بشه، آب آزادانه‌تر جریان پیدا کنه و باریستا با سرعت و الگوی ریختن آب، شکل عصاره‌گیری رو کنترل کنه. از اون زمان، V60 تبدیل شده به یکی از محبوب‌ترین ابزارهای مسابقات Brewers Cup و کافه‌های تخصصی. (European Coffee Trip)

پس اگر امروز می‌بینی نیم‌قرن بعد از کمکس و بیش از صد سال بعد از ایده ملیتا، هنوز همه دارن با فیلتر و پوراور بازی می‌کنن، به این خاطره که این روش، یه تعادل خیلی جذاب بین سادگی، تمیزی و کنترل‌پذیری می‌ده. هم می‌شه یه دم‌افزار خانگی آروم و بدون ادا باشه، هم می‌تونه وسیله مسابقه‌ای با دقت دیوانه‌وار برای تغییر طعم باشه.

سه پایه اصلی دم‌آوری فیلتری: نسبت، آسیاب، آب

هرچقدر هم ابزار عجیب‌وغریب داشته باشی، دم‌آوری فیلتری بدون سه تا ستون اصلیش جایی نمی‌ره: نسبت قهوه به آب، اندازه آسیاب و دمای آب.

نسبت قهوه به آب، از همون چیزهایی‌ـه که اگر از یه باریستای حرفه‌ای بپرسی، معمولاً یه نقطه شروع شبیه هم می‌دن. یه بازه خیلی پذیرفته‌شده برای پوراور، چیزی حدود ۱ به ۱۵ تا ۱ به ۱۷ه؛ یعنی به‌ازای هر یک گرم قهوه، بین پانزده تا هفده گرم آب. برای یه فنجون حدود ۲۵۰ میلی‌لیتری، چیزی بین ۱۵ تا ۱۷ گرم قهوه عدد منطقی و استانداردیه و بعد می‌تونی از همین نقطه، قوی‌تر یا ملایم‌ترش کنی. (MANTABREW)

اندازه آسیاب تو قهوه فیلتری، معمولاً «مدیوم» تا «مدیوم کمی درشت‌تر» تعریف می‌شه؛ یعنی از اسپرسو درشت‌تر و از فرنچ‌پرس ریزتر. اگر خیلی ریز آسیاب کنی، آب سخت عبور می‌کنه، زمان دم‌آوری طولانی می‌شه و احتمال تلخی و گسی بالا می‌ره. اگر خیلی درشت آسیاب کنی، آب مثل آبکش از بین دونه‌ها عبور می‌کنه، عصاره‌گیری ناقص می‌شه و فنجونت بیشتر شبیه آبِ قهوه می‌شه تا خودِ قهوه.

آب هم فقط یه مایع داغ بی‌خاصیت نیست؛ دماش و کیفیتش خیلی مهمه. تو استانداردهای دم‌آوری معمولاً محدوده ۹۲ تا ۹۶ درجه سانتی‌گراد پیشنهاد می‌شه؛ پایین‌تر از این، مخصوصاً برای رستهای روشن، قهوه کم‌استخراج و ترش و تُرش‌مزه می‌ده، بالاتر از این هم می‌تونه تلخی‌های خشن و ناپسند رو فعال کنه. آب شهرهایی که املاح خیلی بالا یا خیلی پایینی دارن هم طعم رو عوض می‌کنن، برای همین تو دنیای تخصصی، حتی روی ترکیب معدنی آب هم بحث زیاده؛ ولی برای شروع، همین که آب تمیز و بدون بوی اضافی باشه و تو محدوده دمایی درست استفاده بشه، نصف راه رو رفتی.

بخش مهم دیگه، زمان دم‌آوریه. خیلی از دستورهای کلاسیک برای وی۶۰ یا کمکس یه بازه حدود دو و نیم تا چهار دقیقه رو پیشنهاد می‌کنن. این زمان نتیجه ترکیب همون سه عامل قبلیه؛ یعنی اگر دیدی تو همون نسبت و همون ابزار، قهوه‌ات در دو دقیقه تموم می‌شه و خیلی ترش و کم‌جسمه، می‌فهمی باید آسیاب رو ریزتر کنی یا الگوی ریختن آب رو طوری تغییر بدی که جریان کند‌تر بشه.

تفاوت ابزارها: وی۶۰، کالیتا، کمکس و ماشین‌های درپ

همه این‌ها زیر چتر «فیلتری» جمع می‌شن، ولی هر ابزار شخصیت خودش رو داره و یه‌سری خصوصیت فنی که مستقیم روی طعم اثر می‌ذاره.

وی۶۰؛ ابزار حساس و دقیق

وی۶۰ به‌خاطر شکل مخروطی و سوراخ بزرگش، خیلی به سرعت جریان آب و نحوه ریختن حساسه. شیارهای مارپیچ داخلش کمک می‌کنن هوا بین فیلتر و بدنه گیر نکنه و جریان آب قطع‌و‌وصل نشه. همین ویژگی‌ها باعث شده وی۶۰ یه ابزار عالی برای کسی باشه که دوست داره با الگوهای متفاوت ریختن آب (مثل پولسینگ، پور پیوسته، اسپیرال از مرکز به بیرون) بازی کنه و تفاوت‌ها رو تو فنجون حس کنه. ولی از اون طرف، همین ویژگی‌ها باعث می‌شن وی۶۰ خیلی بخشنده نباشه؛ اشتباه تو آسیاب یا ریختن، راحت خودش رو نشون می‌ده.

کالیتا ویو؛ تخت‌تر و مهربان‌تر

کالیتا ویو درِپریه با کف تخت و سه سوراخ کوچک. فیلترهایی داره که موج‌دارن و کمی از بدنه فاصله می‌گیرن. این طراحی، جریان آب رو یه مقدار محدودتر و کنترل‌شده‌تر می‌کنه و زمان دم‌آوری معمولاً پایدارتر و قابل‌پیش‌بینی‌تره. برای همین خیلی‌ها می‌گن کالیتا نسبت به وی۶۰ «بخشنده‌تر»ه؛ یعنی اگر دستت خیلی حرفه‌ای هم نباشه، احتمالاً یه فنجون متعادل‌تر تحویل می‌گیری.

کمکس؛ شفافیت با فیلتر ضخیم

کمکس با فیلترهای کاغذی ضخیمش، بخش زیادی از روغن‌های قهوه رو می‌گیره و اصطلاحاً «کلین‌تر»‌ترین فنجون رو می‌ده. بدنه شیشه‌ای و فیلتر مخروطی بزرگ باعث می‌شه بستر قهوه عمیق‌تر باشه و زمان دم‌آوری معمولاً کمی طولانی‌تر از وی۶۰ باشه. نتیجه، یه قهوه‌ست با شفافیت بالا، اسیدیته مرتب و بادی سبک‌تر. برای کسانی که عاشق نت‌های میوه‌ای و گُلی تو قهوه تخصصی هستن، کمکس می‌تونه یه ابزار رؤیایی باشه، البته به شرطی که نسبت و آسیاب و ریختن آب با دقت کنترل بشه.

ماشین‌های درپ برقی؛ راحتی در مقابل کنترل

ماشین‌های قهوه‌ساز درِپ برقی، از نظر منطق دم‌آوری، شبیه همون پوراور دستی‌ان، فقط به‌جای اینکه خودت کتری به دست بالا سر درپر بایستی، یه دوش‌پخش‌کن (شاورهد) این کار رو انجام می‌ده. تو مدل‌های حرفه‌ای‌تر، دمای آب واقعاً تو محدوده استاندارد نگه داشته می‌شه و الگوی پخش آب روی بستر قهوه منطقی‌تره، اما تو خیلی از مدل‌های ارزون، دما پایین‌تر از حد ایده‌آله و همه آب وسط بستر می‌ریزه و کنارها خشک می‌مونه. برای همین اگر کسی تو خونه یه ماشین درِپ داره و نتیجه راضی‌کننده نیست، همیشه اولین سوال اینه که دستگاه واقعاً آب رو چقدر گرم می‌کنه و شاورهد چقدر خوب پخش می‌کنه.

کنترل طعم: از بلوم تا آخرین قطره

یکی از چیزهایی که تو پوراور خیلی در موردش حرف زده می‌شه، مرحله «بلوم» یا شکفتنه؛ همون جایی که یه مقدار کم آب (معمولاً حدود دو برابر وزن قهوه) رو اول کار روی قهوه خشک می‌ریزی تا گازهای حل‌شده، مخصوصاً دی‌اکسیدکربن، آزاد بشن. این کار کمک می‌کنه بعداً آب راحت‌تر وارد بستر بشه و عصاره‌گیری یکنواخت‌تر بشه. اگر قهوه خیلی تازه باشه، این مرحله واقعاً دیدنیه؛ بستر قهوه باد می‌کنه و حباب‌ها بالا می‌زنن.

بعد از بلوم، بسته به ابزاری که داری، می‌تونی آب رو به شکل‌های مختلف اضافه کنی. بعضی‌ها دوست دارن کل آب رو در چند «پالس» جدا بریزن، مثلاً هر سی ثانیه یه مقدار مشخص. بعضی‌ها دوست دارن یه جریان پیوسته اما آروم از آب داشته باشن که از مرکز شروع بشه و به صورت مارپیچ تا نزدیک دیواره‌ها بره و دوباره برگرده وسط. مهم‌ترین نکته اینه که تا حد امکان، بستر قهوه رو هم‌سطح نگه داری و جایی نسازی که آب همیشه همون‌جا بریزه و یه کانال ثابت باز کنه.

طعم‌سازی تو پوراور، یه جور بازی تعادل بین اسیدیتی، شیرینی و تلخیه. اگر قهوه‌ات ترش و آبکیه، معمولاً یعنی عصاره‌گیری کم بوده؛ اینجا می‌تونی آسیاب رو کمی ریزتر کنی، زمان دم‌آوری رو طولانی‌تر کنی یا دمای آب رو کمی بالا ببری. اگر قهوه‌ات تلخ، گَس و خشک‌کننده‌ست، احتمالاً بیش‌استخراج شده؛ این بار باید آسیاب رو یه ذره درشت‌تر کنی، حجم پالس‌ها رو طوری تغییر بدی که زمان کلی دم‌آوری کوتاه‌تر بشه، یا دما رو کمی بیاری پایین.

زیبایی پوراور اینه که هر کدوم از این تغییرها رو تقریباً می‌تونی تو فنجون حس کنی. یه بار شاید با فقط ده ثانیه تفاوت در زمان نهایی، اسیدیتی قهوه از لیمویی تیز و شلوغ، تبدیل بشه به چیزی شبیه پرتقال شیرین و مرتب.

اشتباه‌های رایج در دم‌آوری فیلتری و راه اصلاحشون

یه اشتباه خیلی رایج اینه که بدون توجه به رست و نوع قهوه، همیشه همون نسبت و همون آسیاب رو برای همه چیز استفاده می‌کنیم. دانه‌های رست تیره، سریع‌تر عصاره‌گیری می‌شن و احتیاج ندارن مثل رست روشن چهار دقیقه زیر آب ۹۶ درجه نگه داشته بشن. اگر روی قهوه تیره همون دستور تهاجمی رست روشن رو پیاده کنی، احتمالش زیاده فنجونت تلخ و خسته‌کننده بشه. برعکس، قهوه‌های رست روشن اگر با آب خنک‌تر و زمان کوتاه‌تر دم‌آوری بشن، معمولاً کم‌استخراج و ترش درمیاد.

اشتباه رایج بعدی، نادیده گرفتن شکل بستر قهوه بعد از دم‌آوریه. وقتی دم تموم شد، اگر از بالا به بستر نگاه کنی و ببینی سطحش خیلی ناهموار و گودال‌دار شده، یا یه قسمت خیلی پایین رفته و بقیه خشک مونده، یعنی احتمالاً آب کانال پیدا کرده و قهوه یکنواخت عصاره‌گیری نشده. این‌جا باید به الگوی ریختن آب، زاویه کتری، یا حتی تراز بودن خود درپر و سرور دقت کنی. گاهی هم یه تکان خیلی ملایم سرور یا یه هم‌زدن خیلی کوتاه با قاشق تو یکی از پالس‌ها، کمک می‌کنه بستر در نهایت صاف‌تر بشه.

خیلی‌ها هم فیلتر کاغذی رو قبل از دم‌آوری نمی‌شورن. این کار دو تا فایده دارد: یکی اینکه طعم کاغذی احتمالی رو می‌شوره و دور می‌ریزه، دوم اینکه درپر و سرور رو گرم می‌کنه و کمک می‌کنه دمای نهایی قهوه ثابت‌تر بمونه. وقتی این مرحله حذف می‌شه، ممکنه قهوه کمی طعم مقوایی بگیره و دمای نوشیدنی هم سریع‌تر پایین بیاد.

یکی دیگه از مشکلات، استفاده از آب جوشِ قل‌قل روی گازه. وقتی آب تازه قل‌قل کرده، دماش بالاتر از محدوده مطلوبه و می‌تونه بعضی تلخی‌های ناخواسته رو از قهوه بیرون بکشه. یه قاعده ساده اینه که بعد از جوشیدن، کتری رو از روی حرارت برداری و سی ثانیه تا یه دقیقه صبر کنی، یا از کتری گردن‌غازی استفاده کنی که خودش کمی دما رو پایین میاره.

در نهایت، بزرگ‌ترین اشتباه شاید اینه که انتظار داشته باشیم با یه دستور ثابت، همیشه به یه فنجون آرمانی برسیم. دم‌آوری فیلتری، مخصوصاً وقتی با پوراور دستی انجام می‌شه، یه دیالوگ دائمی بین تو و قهوه‌اته. هر بار یه دانه جدید باز می‌کنی، انگار یه آدم جدیدو می‌نشونی روبه‌روت؛ نیاز داره کمی بشناسیش، چند سؤال بپرسی، یه‌کم حدس بزنی، بعد کم‌کم می‌فهمی با چه نسبتی، چه دمایی و چه ریختنی، بهترین حرفش رو می‌زنه. همین بازیِ ظریفه که قهوه فیلتری رو از یه نوشیدنی معمولی صبح، تبدیل می‌کنه به یه تجربه کوچک ولی تکرارنشدنی هر روز.