
آنجلو موریوندو (Angelo Moriondo) و صنعت قهوه؛ مردی که «اسپرسو» رو قبل از همه به فکرش رسید
آنجلو موریوندو دقیقاً کی بود و چرا تو تاریخ قهوه مهمه؟
آنجلو موریوندو یه مخترعِ صرفِ عاشقِ قهوه نبود؛ بیشتر یه «کارآفرینِ اهل تورین» بود که دنبال راهحل واقعی برای یه مشکل واقعی میگشت: وقتی کافه/هتل شلوغ میشه، قهوه رو چطوری سریعتر و بیشتر سرو کنیم، بدون اینکه کیفیت قربانی شه. موریوندو ۶ ژوئن ۱۸۵۱ تو تورین به دنیا اومد و ۳۱ مه ۱۹۱۴ تو مارِنتینو (نزدیک تورین) از دنیا رفت. (Wikipedia)
یه بخش بامزهی ماجرا اینه که خانوادهش هم «اهل بیزنس» بودن. تو منابع تاریخی گفته میشه پدربزرگش کسبوکار تولید نوشیدنیهای الکلی/لیکور داشته و بعد خانواده وارد کار شکلات هم شدن؛ حتی اسم Moriondo and Gariglio به عنوان شرکت شکلاتسازی خانوادگی مطرحه. این پیشزمینه باعث میشه بفهمی چرا موریوندو ذهنش سمت “اختراعِ قابل استفاده تو بازار” میرفت، نه صرفاً یک ایدهی آزمایشگاهی. (Wikipedia)
از نظر کسبوکار هم موریوندو دستکم با دو جای مشخص گره خورده: Grand-Hotel Ligure در میدان Piazza Carlo Felice (همون حوالی ایستگاه مرکزی تورین) و American Bar در Galleria Nazionale در خیابان Via Roma. اینها فقط اسم و آدرس نیستن؛ یعنی موریوندو دقیقاً تو قلب یک شهر پررفتوآمد، با مشتری واقعی و صف واقعی روبهرو بوده. (Wikipedia)
چرا میگن «پدرخواندهی دستگاه اسپرسو»؟
چون چیزی که موریوندو ثبت کرد، اساس ایدهی “قهوهی سریع/اکسپرس” بود: استفاده از بخار و آب جوش تحت فشار برای اینکه زمان دمآوری کوتاه بشه و خروجی بیشتر. خیلی قبلتر از اینکه اسمهایی مثل بزرا و پاوونی سر زبونا بیفته، موریوندو این مسیر رو توی اسناد رسمی ثبت کرده بود. (Wikipedia)
پتنت ۱۸۸۴ موریوندو دقیقاً چی بود؟ تاریخها، عنوانها، و شمارههای واقعی
اگر بخوای دربارهی موریوندو دقیق حرف بزنی، باید با “اسناد پتنت” جلو بری، چون زندگینامهی پرجزئیات شخصی ازش مثل بعضی مخترعهای مشهور خیلی زیاد در دسترس نیست، اما ردّ اختراعش تو سندها کاملاً روشنه.
پتنت اصلی: ۱۶ مه ۱۸۸۴ (تورین) و عنوان رسمیِ طولانیاش
پتنت اصلی موریوندو در ۱۶ مه ۱۸۸۴ ثبت شد و عنوان ایتالیاییاش دقیقاً این مایههاست:
«Nuovi apparecchi a vapore…» یعنی “دستگاههای بخارِ جدید برای آمادهسازی اقتصادی و فوری قهوه به صورت نوشیدنی؛ سیستم A. Moriondo”. توی بعضی آرشیوها به شکل Vol. 33, No. 256 (یا همون 33/256) بهش ارجاع داده میشه که به جلد و شمارهی بولتن صنعتی برمیگرده. (Wikipedia)
یه نکته خیلی مهم: این پتنت طبق گزارشها برای دوره ۶ ساله صادر شد. یعنی دولت/نهاد ثبت، اختراع رو جدی گرفته و بهش حق انحصار زمانی داده. (Wikipedia)
آپدیت همون سال: ۲۰ نوامبر ۱۸۸۴ (Vol 34, No 381)
موریوندو همون سال ولکن ماجرا نبود. یک ثبت/بهروزرسانی هم در ۲۰ نوامبر ۱۸۸۴ انجام شد که تو منابع به شکل Vol 34, No 381 میاد. این یعنی ایدهی اولیه سریع رفت سمت «اصلاح فنی»، نه اینکه فقط یک کاغذ بشه و تمام. (Wikipedia)
ثبت بینالمللی در پاریس: ۲۳ اکتبر ۱۸۸۵
برای اینکه اختراعش فقط تو ایتالیا گیر نکنه، گفته میشه اختراع بعداً با یک ثبت بینالمللی در پاریس هم پوشش داده شد و تاریخش ۲۳ اکتبر ۱۸۸۵ه. این قسمت خیلی مهمه چون نشون میده موریوندو حداقل “ذهنیت جهانی کردن” رو داشته؛ یعنی میفهمیده این فناوری میتونه بیرون از تورین هم مشتری داشته باشه. (Wikipedia)
دستگاه موریوندو چطور کار میکرد؟ ساده بگم ولی دقیق
اینجا یه اشتباه رایج هست که خیلیها میکنن: فکر میکنن دستگاه موریوندو همون اسپرسوسازهای امروزی بوده که برای هر نفر یه شات جدا میگیره. نه دقیقاً. دستگاه موریوندو بیشتر یک سیستم دمآوری حجمی (bulk brewer) بود؛ یعنی میتونست مقدار زیادی قهوه رو سریعتر از روشهای معمول اون دوره آماده کنه. (Wikipedia)
دو جریان جدا: آب داغ و بخار
یکی از نکتههای مهمی که مورخها دربارهی دستگاهش میگن اینه که موریوندو برای زمان خودش کار خفن و هوشمندانهای کرد: بخار و آب داغ رو جداگانه کنترل میکرد و از ترکیبشون برای دمآوری سریع استفاده میشد. یعنی فقط “بخار بزن تو قهوه” نبود؛ یک جور مهندسی برای کنترل جریانها بود. (Wikipedia)
چرا این ایده اصلاً انقلابی بود؟
اون زمان قهوه درست کردن تو محیط شلوغ میتونست چند دقیقه طول بکشه و هر سفارش، وقت بگیره. ایدهی “قهوهی سریع/فوری” (که بعداً واژههایی مثل espresso/express دورش شکل گرفتن) دقیقاً از همین نیاز میاد: تو کافه شلوغ، زمان یعنی پول. موریوندو با فشار بخار و آب داغ، میخواست عصارهگیری رو سرعت بده. (Dallacorte)
یک جزئیات واقعی از ظرفیت/خروجی که تو روایتها اومده
در بعضی روایتهای فنی/تاریخی گفته میشه دستگاه موریوندو میتونست خروجی خیلی بالایی بده (حتی عددهایی مثل چندصد فنجون در ساعت هم مطرح شده). نکته اینه که این عددها معمولاً برای نمایشگاه و شرایط نمایشی بیان میشن، ولی همین مطرح شدنش نشون میده هدف دستگاه “سرو سریع و انبوه” بوده، نه آرامآرام دم کردن یک فنجون تکنفره. (Dallacorte)
نمایشگاه تورین ۱۸۸۴ و مدال برنز؛ چرا این رویداد تو تاریخ اسپرسو نقطهعطفه؟
اگر یک لحظه تو تاریخ هست که میتونی بگی «اینجا بود که دنیا فهمید یه چیز جدی در راهه»، همون General Expo تورین ۱۸۸۴ه. موریوندو دستگاهش رو اونجا ارائه کرد و طبق گزارشها مدال برنز هم گرفت. این یعنی اختراعش فقط تو زیرزمین و کارگاه نبود؛ جلوی چشم عموم و داورهای نمایشگاه امتحان پس داد. (Wikipedia)
دستگاه رو کی ساخت؟ اینجا اسم “مارتینا” مهم میشه
یه جزئیات خیلی دوستداشتنی و واقعی تو روایتهای رسمی اینه که دستگاه توسط یک مکانیک به اسم Martina ساخته شد و زیر نظر مستقیم خود موریوندو بوده. این نکته خیلی مهمه چون نشون میده ما با یک “طرح روی کاغذ” طرف نیستیم؛ با یک نمونهی واقعی، ساختهشده و قابل نمایش طرفیم. (Wikipedia)
قهوهی «Istantaneo» و بازی با واژهی سرعت
تو بعضی نوشتههای پژوهشی مرتبط با زندگی موریوندو گفته میشه از ۱۸۸۴ به بعد در کافه/هتلش قهوهای با حالوهوای «فوری/سریع» سرو میشده و حتی از واژههایی مثل “Istantaneo” (یعنی فوری) صحبت میشه. این دقیقاً همون روحیهایه که بعدها تو فرهنگ قهوه ایتالیا میبینی: قهوه باید “زود” بیاد، اما “خوب” هم باشه. (Barista Hustle)
چرا موریوندو دستگاهش رو صنعتی نکرد؟ افسانه «خسیس بودن» و واقعیتهای بیزنس
خیلی جاها یک روایت ساده میشنوی: «موریوندو دستگاه رو برای خودش نگه داشت چون میخواست مشتریها فقط بیان کافهی خودش.» این روایت جذابه، ولی پژوهشهای جدیدتر میگن داستان از این کلیشه پیچیدهتره و حتی بهش لقب “افسانهی باریستای خودخواه” هم دادن. (Barista Hustle)
واقعیت اول: خودش هم تولید انبوه راه ننداخت
تو منابع عمومی و دایرهالمعارفها هم تاکید میشه موریوندو اختراعش رو به تولید صنعتی در مقیاس بزرگ نرسوند و نهایتاً چند دستگاه دستساز داشت. این کاملاً با فضای اون زمان هم جور درمیاد: تولید انبوه دستگاههای فشار و بخار هم سرمایه میخواست، هم شبکه فروش و تعمیر و قطعه. (Wikipedia)
واقعیت دوم: شواهدی هست که دنبال فروش/گسترش هم بوده
تو بعضی پژوهشهای آرشیوی گفته میشه موریوندو بعداً درگیر کارهای جدیتری مثل رُستری/برشتهکاری قهوه هم بوده و حتی اسناد تبلیغاتی از کسبوکار قهوهاش پیدا شده که نشان میده صرفاً تو یک کافه محبوس نبوده. همین پژوهشها اشاره میکنن که او پتنتهای بینالمللی هم دنبال کرده (فرانسه، و حتی ردهایی از اسپانیا در داستان پتنتهای مرتبط). اینها با تصویر «فقط میخواست برای خودش نگه داره» کامل همخوان نیست. (Barista Hustle)
واقعیت سوم: صنعت هنوز آماده نبود
گاهی یک اختراع زودتر از زمان خودش میاد. برای اینکه یک دستگاه “استاندارد” بشه، باید کلی چیز کنارش جا بیفته: برق/گاز یا سوخت پایدار، قطعهسازی، خدمات، و حتی فرهنگ مصرف. ایتالیا در دهههای بعد تازه شاهد موج اصلی دستگاههای اسپرسو شد (و بعدش بزرا و پاوونی و بقیه اومدن و صنعتیترش کردن). موریوندو مثل کسی بود که چراغ رو روشن کرد، اما بزرگراه هنوز ساخته نشده بود. (Barista Hustle)
ردپای موریوندو امروز کجاست؟ از موزهها تا یک نکته کاربردی برای قهوهخورِ معمولی
خوشبختانه داستان موریوندو فقط توی کتابها نمونده؛ چند ردپای خیلی واقعی و قابل لمس ازش هست که نشون میده دنیا داره کمکم حقش رو میده.
دستگاههای باقیمانده و موزهها
در یک دیتابیس پتنت/تاریخنگاری صنعتی گفته میشه دستکم دو دستگاه از نمونههای موریوندو باقی مونده و یکیشون در MUMAC Museum (بیناسکو نزدیک میلان) و یکی هم در Lavazza Museum در تورین نگهداری میشه. این خیلی مهمه چون وقتی نمونه واقعی تو موزه هست، یعنی موضوع از سطح “افسانه” میاد بیرون و میشه «تاریخ مستند». (Datamp)
گوگل دودل و برگشتن نام موریوندو به زبان مردم
در ۶ ژوئن ۲۰۲۲ گوگل با یک دودل تولد موریوندو رو یادآوری کرد. این نوع بزرگداشتها معمولاً وقتی اتفاق میافته که یک شخصیت تاریخی دوباره تو روایت عمومی پررنگ میشه؛ یعنی جامعه قهوه و رسانهها مدتها دربارهش حرف زدن تا این اسم دوباره دیده بشه. (Wikipedia)
مهمترین چیزی که از موریوندو به درد قهوهخور امروز میخوره
تو اگر امروز قهوهخور معمولی باشی، شاید دستگاه اسپرسو نداشته باشی، شاید هم داشته باشی. ولی یک ایدهی موریوندو هنوز به کارت میاد: برای اینکه قهوه تلخ و سنگین و خستهکننده نشه، باید زمان رو مدیریت کنی و جریان آب رو کنترل کنی.
موریوندو دقیقاً داشت همین کار رو میکرد: “سریعتر، کنترلشدهتر، قابل تکرارتر”.
اگر بخوام این رو به زبان خیلی روزمره ترجمه کنم، تو خونه هم سه تا کار ساده میتونه تو رو به فلسفهی موریوندو نزدیک کنه (بدون اینکه متخصص باشی):
- اگر قهوهات زیادی تلخ میشه، یکی از اولین چیزهایی که باید دست بزنی زمان تماس آب و قهوهه (کمترش کن).
- اگر قهوهات آبکی و بیحال میشه، یکی از اولین چیزها نسبت قهوه به آبه (قهوه رو کمی بیشتر کن).
- اگر هر دفعه یک مزه میگیری و اعصابت خرد میشه، مشکل معمولاً اینه که هر بار چند چیز رو با هم عوض میکنی؛ مثل موریوندو که مرحلهبهمرحله پتنت و بهبود داشت، تو هم هر دفعه فقط یک متغیر رو تغییر بده.
اسپرسوی مدرن چرا هنوز مدیون اون آدمه؟
چون موریوندو اولین کسی بود که ایدهی “قهوهی سریع با فناوری فشار” رو رسمی و ثبتشده آورد وسط. بعدتر آدمهایی مثل لوئیجی بزرا و دزیدریو پاوونی و دیگران اومدن و دستگاه رو از حالت حجمی و نمایشگاهی، تبدیل کردن به چیزی که برای هر مشتری یک شات میده و تو کافهها استاندارد میشه. ولی جرقهی اصلی، همون فکرِ موریوندو بود: «قهوه رو میشه سریعتر و مهندسیتر درست کرد.» (Barista Hustle)
