
آلن اَدلر (Alan Adler) و صنعت قهوه؛ مردی که با «آئروپرس» قهوهی خونگی رو جدیتر کرد
آلن اَدلر کیه و قبل از قهوه دقیقاً چی کاره بوده؟
آلن اَدلر اون تیپ آدمیه که اگر بهش بگی «این بهتر نمیشه؟»، احتمالاً میگه «چرا نشه؟» و میره تو کارش! خودش و شرکت آئروپرس تو روایت رسمیشون میگن آلن از ۱۳سالگی درگیر اختراع و آزمونوخطا بوده و همون موقع هم یه ایدهی فنی داده که بعداً فهمیده مشابهش قبلاً اختراع شده؛ ولی همون اتفاق باعث شده مسیر “اختراعکردن” تو وجودش روشن بمونه. ([AeroPress][1])
قبل از اینکه قهوه بیاد وسط، آلن سالها تو مهندسی کار کرده؛ تو همون روایت رسمی میگه اوایل کارش برق/الکترونیک میخونده و برای شرکتهای هایتک سیستم طراحی میکرده، بعد هم به خاطر عشقش به قایقهای بادبانی، خودش سراغ آیرودینامیک رفته تا بتونه بهتر طراحی کنه. حتی اسم دو تا پروژهی مشخص هم میاد: قایق خیلی سبک Fast-40 که وارد تولید هم شده، و یه کشتی بادبانی مسابقهای به اسم Etosha که میگن تو مسابقهی Singlehanded TransPacific Race سال ۱۹۹۸ (از سنفرانسیسکو تا هاوایی) «اولین مونوهال» بوده که به خط پایان رسیده. ([AeroPress][1])
اما بخش بامزهی زندگی آلن اینه که خیلیها اصلاً با قهوه نمیشناسنش؛ با Aerobie میشناسنش. خودش تو روایت رسمی میگه وقتی دید یه شرکت دیگه محصول پرندهی حلقهایش (Skyro) رو اون کیفیتی که میخواسته نمیسازه، با پیشنهاد همسرش ایرین رفت سمت اینکه شرکت خودش رو راه بندازه. نتیجهاش شد تأسیس Superflight, Inc. در سال ۱۹۸۴ و بعد معروف شدن حلقهی پرندهی Aerobie. ([AeroPress][1])
همین حلقهی پرنده یه رکورد هم داره: پرتاب ۱,۳۳۳ فوت (۴۰۶ متر) که به عنوان رکورد گینس برای پرتاب خیلی دور مطرح شده و خود Aerobie هم همین عدد رو به عنوان “world record” میگه. ([AeroPress][1])
یه نکتهی ریز اما مهم: آلن فقط “مخترع یکدونه چیز” نیست. تو گزارش Daily Coffee News و همینطور روایت رسمی شرکت گفته میشه بالای ۴۰ پتنت تو حوزههای مختلف داشته/داره و حتی تو استنفورد هم درس و سخنرانی مرتبط با مهندسی داشته. (AeroPress)
پس وقتی میرسیم به آئروپرس، داریم دربارهی یه آدم “پروژهای و دقیق” حرف میزنیم، نه صرفاً یک عاشق قهوهی معمولی.
مشکل آلن با قهوهی خونگی چی بود و دنبال چه طعمی میگشت؟
طبق روایت رسمی AeroPress، نقطهی شروع قهوه برای آلن خیلی مشخصه: سال ۲۰۰۳، هم از تجربههای بد خودش با قهوهسازهای خونگی خسته شده بوده، هم از یه گفتگو دربارهی اینکه «درست کردن یه فنجون خوبِ تکنفره» چقدر سخته، تحریک میشه و میره سراغ آزمایش. ([AeroPress][1])
همون روایت میگه ماهها وقت گذاشته تا بفهمه کدوم متغیرها روی طعم اثر میذارن و بعدش هدفش رو گذاشته روی ساختن یه “پرس دستی” که تحت اون شرایط ایدهآل قهوه بده. ([AeroPress][1])
اینجا یه جملهی کلیدی هم تو صفحه رسمی شرکت هست که دقیقاً فلسفهی آئروپرس رو لو میده: اینکه آدلر از فشار هوا استفاده کرد تا زمان دمآوری کوتاهتر بشه و تلخی کمتر. ([AeroPress][1])
از اون طرف، تو مصاحبه/گزارش Daily Coffee News آدلر خیلی شفاف میگه یکی از قوتهای اصلی آئروپرس «کوتاه کردن زمان تماس آب با قهوه» (short wet time) بوده؛ یعنی قهوه کمتر تو آب میمونه و احتمال تلخی و گسی کمتر میشه. (Daily Coffee News by Roast Magazine)
یه منبع دیگه (Perfect Daily Grind) هم با لحن مصاحبهای میگه آدلر عملاً دنبال این بوده که با دمای پایینتر و زمان کوتاهتر به نتیجهی خوشمزهتری برسه. (Perfect Daily Grind)
پس اگر بخوای خیلی خودمونی خلاصهش کنی، هدف آلن این بوده: «یه قهوهی تکفنجون درست کنم که سریع باشه، تلخی اضافه نده، و تو خونه هم قابل تکرار باشه.»
۳۰ تا نمونه اولیه، دو سال ور رفتن، و رونمایی رسمی آئروپرس در ۲۰۰۵
داستان تولید آئروپرس، داستان “یه شبه معروف شدن” نیست. طبق صفحه رسمی AeroPress، آدلر از ۲۰۰۳ شروع میکنه و دو سال جلو میره، بیش از ۳۰ نمونه اولیه میسازه، و آخرش نوامبر ۲۰۰۵ توی رویداد Coffee Fest Seattle آئروپرس رو معرفی میکنه. ([AeroPress][1])
حالا این بخشش جذابه: وقتی یه آدم با سابقهی طراحی صنعتی میگه «۳۰ تا نمونه»، یعنی احتمالاً هر بار یه چیزی رو عوض کرده: قطر لوله، جنس بدنه، شکل فیلترکپ، آببندی پیستون، حتی ارگونومی فشار دادن. و اتفاقاً تو پتنتش هم جزئیات “کاملاً کاربردی” میبینی (مثلاً چطور تفاله رو یکتکه پرت کنی بیرون یا چطور نذاری از بغلها نشت کنه) که نشون میده این ابزار با تجربهی دستبهآچار ساخته شده، نه با حدس. ([Google Patents][5])
یه روایت صنعتی/بازاری هم هست که میگه برای تولید، آدلر رفت سمت ساخت قالبهای تزریق پلاستیک و کار رو جدی کرد؛ Priceonomics حتی از سفارش قالبها و ورود به تولید در مقیاس واقعی حرف میزنه و همون رونمایی در Coffee Fest رو هم تأیید میکنه. (Priceonomics)
برای آدم معمولی این یعنی چی؟ یعنی آئروپرس از اول قرار بوده «محصول واقعی» باشه، نه اسباببازیِ قهوهای.
پتنتهای آئروپرس چی میگن؟ سند رسمیِ “این دقیقاً چیه و چطوری کار میکنه”
اگر بخوای “مدرک محکم” دربارهی آئروپرس داشته باشی، مهمترینش همین پروندهی پتنتشه. تو Google Patents یک پروندهی اصلی هست با عنوان Coffee or tea filtering press که مخترعش Alan Adler ثبت شده. این پرونده اول به شکل انتشار پتنت با شماره US20060260471A1 در تاریخ ۲۳ نوامبر ۲۰۰۶ منتشر شده و بعداً هم به پتنت گرنتشده با شماره US7849784B2 در تاریخ ۱۴ دسامبر ۲۰۱۰ رسیده. ([Google Patents][5])
تاریخهای کلیدی داخلش خیلی دقیقن: ۱۸ می ۲۰۰۵ هم به عنوان تاریخ ثبت/اولویت (priority & filing) آمده. ([Google Patents][5])
حالا محتواش چی میگه؟ تو بخش “Claims” خیلی تمیز تعریف میکنه دستگاه از چی تشکیل شده:
یه سیلندر توخالی با بالا و پایین باز، یه کپ سوراخدارِ قابل جدا شدن در پایین، یه پیستونِ قابل جدا شدن که از بالا وارد میشه و با فشار دادن، مایع رو از کپ رد میکنه، و یک پایه/تکیهگاه که دستگاه رو روی دهانهی یک لیوان یا ظرف نگه میداره. ([Google Patents][5])
جزئیات ریزترش هم خیلی “آدلری”ه؛ یعنی هم کاربردی، هم وسواسی:
- دربارهی پَدِل همزن (stirring paddle) حرف میزنه و حتی توضیح میده چرا طولش باید کمی کوتاهتر باشه تا به فیلتر یا کپ گیر نکنه. ([Google Patents][5])
- توضیح میده موقع فشار دادن، هوا بالای مایع فشرده میشه و همین هوای فشرده باعث میشه مایع از فیلتر عبور کنه. ([Google Patents][5])
- دربارهی طراحی لاستیک آببندیِ پیستون هم حرف میزنه و میگه قطر بیشینهی لاستیک بهتره پایینتر باشه تا دیوارهی سیلندر رو خوب تمیز کنه و وقتی آخر کار پیستون رو تا ته میبری، داخل سیلندر هم “پاک” بشه. ([Google Patents][5])
- حتی برای کم کردن نشتی، از سوراخهای تخلیه فشار روی کپ میگه تا فشار بین دیوارهی سیلندر و کپ جمع نشه و از بالا نریزه بیرون. ([Google Patents][5])
از همه جالبتر، پتنت حتی یه اندازه هم میده: داخل یکی از ادعاها میگه قطر داخلی سیلندر حدود ۲.۲۵ اینچ و طولش حدود ۵ اینچه. یعنی این “لولهی پلاستیکی” دقیقاً با عدد و رقم طراحی شده. ([Google Patents][5])
یه نکته حقوقی هم داخل همین صفحه هست که به درد شناخت مسیر شرکت میخوره: در تاریخ ۲۰۱۷-۰۵-۰۲ ثبت شده که حق/واگذاریهایی به AEROBIE, INC. انجام شده (reassignment). ([Google Patents][5])
این همون دورهایه که داستان تغییر تمرکز شرکت و ماجراهای واگذاری داراییها جدیتر میشه.
آئروپرس چطور صنعت قهوه رو عوض کرد؟ از کافههای تخصصی تا مسابقات جهانی
اثر آئروپرس روی صنعت قهوه رو اگر بخوای واقعی ببینی، باید سه تا چیز رو کنار هم بذاری: “ساده بودن”، “قابل بازی بودن”، و “قابل حمل بودن”. آئروپرس یه ابزار کوچیکه که هم آدم مبتدی میتونه با دستور اصلیش یه قهوهی تمیز بگیره، هم آدم حرفهای میتونه با تغییر زمان، دما، نسبت، همزدن، و حتی نوع فیلتر کلی طعم متفاوت دربیاره. این همون چیزیه که باعث شد آئروپرس وارد کافههای اسپشیالتی هم بشه و فقط ابزار کمپینگ نمونه. (حتی مقالههای جدیدتر دربارهی استفاده آئروپرس در منوی کافیشاپها هم به همین نکته اشاره میکنن.) (Perfect Daily Grind)
بعدش مسابقهها شروع شد. صفحه رسمی World AeroPress Championship میگه اولین رقابت سال ۲۰۰۸ تو اُسلو نروژ شکل گرفت؛ فقط سه تا شرکتکننده داشت و تیم وندلبو داور بود، و اسم “قهرمانی جهان” هم اولش یه جور شوخی بوده! (World AeroPress® Championship)
همین شوخی، بعداً تبدیل شد به یک جریان جهانی که هر سال کلی آدم دور هم جمع میشن و دستورهای عجیبغریب ولی دقیق رو امتحان میکنن.
جالبتر اینکه خود آدلر همیشه با بعضی ترندها موافق نبوده. تو گزارش Daily Coffee News چند تا نکته خیلی مشخص از خودش نقل شده:
آدلر میگه فشار بالاتر لزوماً فایدهای اضافه نمیده و حتی دربارهی روش “اینورتد” (دمآوری وارونه) نظر تندتری داره: میگه خیلی وقتها وارونه دم کردن، فقط تلخی رو بیشتر میکنه و اساساً لازم نیست؛ چون میتونی با گذاشتن پیستون روی دهانه، جلوی چکه کردن رو بگیری و زمان غوطهوری رو کنترل کنی. (Daily Coffee News by Roast Magazine)
این بخش برای آدم معمولی خیلی مهمه، چون نشون میده حتی مخترع دستگاه هم میگه: «پیچیدهاش نکن، اصلِ ایده رو درست انجام بده.»
از نظر تغییرات شرکتی هم چند تا سند معتبر داریم. نسخهی UK از روایت AeroPress میگه در ۲۰۱۷ آدلر داراییهای برند/کسبوکار اسباببازی Aerobie رو به SwimWays (زیرمجموعهی Spin Master) فروخت و اسم شرکت رو گذاشت AeroPress, Inc. تا تمرکز روی قهوه مشخصتر بشه. (Aeropress UK)
خود Spin Master هم یک بیانیهی رسمی دربارهی خرید Aerobie در همون بازه منتشر کرده. (Spin Master)
بعدتر هم بحث سرمایهگذاری اومد وسط: خود AeroPress یه صفحه رسمی داره که میگه Tiny Capital «سهم کنترلی» رو خریده و آدلر همچنان درگیر کار میمونه و سهم اقلیت رو نگه میداره. (AeroPress)
Daily Coffee News هم همین سرمایهگذاری Tiny رو در سال ۲۰۲۱ گزارش کرده. (Daily Coffee News by Roast Magazine)
اینها برای صنعت قهوه یعنی: آئروپرس از یک اختراع گاراژی، تبدیل شد به یک برند تثبیتشده که باید رشد جهانی و زنجیره تأمین و کیفیت تولید رو مدیریت کنه.
اگر تازهکاری، آئروپرس رو «طبق فلسفهی خود آلن» چطور استفاده کنی؟
اینجا میخوام چند تا نکته بگم که دقیقاً به خودِ ایدهی آدلر میچسبه؛ یعنی همون چیزهایی که تو پتنت و حرفهای خودش معلومه: زمان تماس کوتاه، کنترل تلخی، و ساده نگه داشتن کار.
“روش بدون وارونه” که آدلر منطقیتر میدونه
طبق حرف خود آدلر، برای اینکه چکه نکنه لازم نیست دستگاه رو وارونه کنی؛ میتونی بعد از ریختن آب، پیستون رو همون بالا کمی جا بزنی تا مثل درپوش عمل کنه و زمان غوطهوری رو خودت کنترل کنی. (Daily Coffee News by Roast Magazine)
این کار یه مزیت هم داره: احتمال حادثه و ریختوپاش آب داغ کمتر میشه.
سه تا تنظیمِ کلیدی که بیشترین اثر رو روی طعم میذاره
من اینجا خیلی کوتاه و ضروری لیست میکنم، چون واقعاً اگر تو متن قاطی بشه، کاربردش کم میشه:
- زمان دمآوری رو کوتاه نگه دار: فلسفه آئروپرس همینه؛ تماس کمتر، تلخی کمتر. آدلر هم روی “short wet time” به عنوان قوت اصلی تأکید میکنه. (Daily Coffee News by Roast Magazine)
- همزدن کنترلشده: تو پتنت حتی برای همزن/پدل طراحی کرده، یعنی همزدن جزو بازی بوده؛ اما نه اینکه یک دقیقه قهوه رو له کنی! همزدن کوتاه و یکنواخت معمولاً کافیه. ([Google Patents][5])
- فیلتر کاغذی رو دستکم نگیر: از نگاه آدلر و تستهای خودش (طبق همون مصاحبه)، کاغذ خیلی وقتها نتیجهی تمیزتر و خوشطعمتر میده و با هدف اصلی دستگاه هماهنگه. (Daily Coffee News by Roast Magazine)
یک جزئیات جالب از پتنت که به درد روزمره میخوره: “پوک” یکتکه
اگر آئروپرس دوستداشتنیه، یکی از دلایلش همون تمیزکاری راحتشه. تو پتنت دقیقاً توضیح داده وقتی کار تموم شد، کپ رو باز میکنی و بعد پیستون رو بیشتر فشار میدی تا “پوک” قهوه یکتکه خارج بشه و بندازی دور. این یعنی از اول به تمیزکاری فکر شده بوده، نه اینکه بعداً اتفاقی خوب از آب دراومده باشه. ([Google Patents][5])
اگر دنبال قهوهی نرمتر و کمتلختری، این دو کار کوچیک رو انجام بده
یکی اینکه با آب خیلی جوشان وحشیگری نکنی؛ اون چیزی که از مصاحبهها و روایتها برمیاد اینه که آدلر به دمای پایینتر و زمان کوتاهتر فکر میکرده. (Perfect Daily Grind)
دوم اینکه فشار دادن رو یکنواخت انجام بده؛ چون طبق پتنت، ماجرا روی “فشار هوا” و عبور کنترلشدهی مایع از فیلتر میچرخه، نه زورآزمایی. ([Google Patents][5])
در نهایت، اگر بخوام آلن اَدلر رو تو یک جمله “واقعی و دقیق” تعریف کنم: یه مهندسِ وسواسیه که با تجربهی طولانی تو طراحی و اختراع، رفت سراغ مشکل سادهی «یک فنجون قهوه خوب در خانه»، دو سال و بیش از ۳۰ نمونه اولیه ساخت، در ۲۰۰۵ در Coffee Fest Seattle معرفیاش کرد، و بعد هم با پتنتهای مشخص و یک جامعهی جهانی (حتی مسابقات از ۲۰۰۸) کاری کرد که آئروپرس از ابزار آشپزخونه تبدیل بشه به یکی از نمادهای قهوهی مدرن و دستساز. ([AeroPress][1])
[1]: https://aeropress.com/pages/about?srsltid=AfmBOopPT6mfLDxtA7ORTli45S597fMs1AkhhJP7Tk5XFaNjZ5HPOmfE “About AeroPress, Inc. and Alan Adler
“
[5]: https://patents.google.com/patent/US20060260471A1/en “US20060260471A1 – Coffee or tea filtering press
– Google Patents”
